نام کتاب: وانمود کن او را نمی بینی
56

کاراگاه اسلون خیال نداشت روز یکشنبه به اداره برود. وقت بیکاری اش بود همسرش بتی از او خواسته بود گاراژ را تمیز کند، اما وقتی از دفتر گروهبان به او زنگ زدند و گفتند دوست لیسی فارل از تلفن عمومی خیابان مادیسون به مادر او زنگ زده است، دیگر هیچ چیزی نمی توانست او را در خانه نگه دارد.
وقتی به اداره ی پلیس رسید، گروهبان به اتاق رئیس پلیس اشاره کرد و گفت:
- رئیس می خواهد شما را ببیند.
صورت *فرانک دی لیوز*، رئیس کلانتری، گل انداخته بود. معمولا این حالت علامت هشداری بود که کسی یا چیزی خشم او را برانگیخته است. اما این بار اسلون متوجه شد که چشمان دی لیوز غمگین و دلواپس است.
اسلون میدانست معنی این آمیزه چیست. نقشه شان گرفته بود. آنان هویت پلیس خلافکار را شناسایی کرده بودند.
دی لیوز گفت:
*Frank Deloo's

صفحه 324 از 366