نام کتاب: وانمود کن او را نمی بینی
54

جیمی لندی قصد داشت آخر هفته را به آتلانتیک ستی برود تا شخصا مطمئن شود همه چیز برای افتتاح قمارخانه روبراه است. روزهای پرهیجانی را می گذراند و بسختی می توانست از برنامه دور بماند. کارهای زیادی بود که می بایست انجام میشد. علاوه بر این، ذوق و شوق خوشامدگویی ها، دست دادنها، سر و صدای دستگاه های قمار که وقتی به صدا در میامد صدها *کوارتز* از آن بیرون می ریخته و شور و هیجان برندگان نیز او را به آنجا میکشاند.
جیمی لندی می دانست که قمار بازان حرفه ای افرادی را که پای دستگاه های سکه ای می ایستند، مسخره و تحقیر میکنند. اما او این طور نبود. او فقط افرادی را تحقیر میکرد که با پول و مال مردم بازی میکنند، مانند افرادی که حقوق خود را به جای پرداخت وام خانه یا شهریه ی فرزندشان در قمارخانه ها خرج میکنند.
شعار جیمی لندی در مورد افرادی که توانایی مالی داشتند این بود که بگذار هر چه دلشان می خواهد در قمارخانه ی من بازی کنند. قمپز در کردن او
*هر کوارتز مطابق با بیست و پنج سنت است.

صفحه 313 از 366