شاهد در حبس نگهش داریم ... خوب، تو چه کردی؟ موفق شدی پارکر را پیدا کنی؟
اسلون گفت:
- پیدایش کردم. به بالدوین زنگ بزن و قرار ملاقات بگذار. در دفتر او میبینمت. ساعت هفت آنجا خواهم بود.
- بهتر از این هم میشود ترتیبش را داد. او در مرکز شهر است و می توانیم همین جا با او حرف بزنیم.
***
وقتی اسلون وارد قرارگاه شماره ی نوزده پلیس شد، سر میز خود ایستاد و کتش را در آورد. سپس همراه نیک مارس به اتاق بازجویی رفت تا گاری بالدوین را که در آنجا منتظر بود، ببیند.
بالدوین هنوز از ناپدید شدن لیسی عصبانی بود ولی خشمش را مهار کرد تا بابت پیدا کردن ریک پارکر به اسلون تبریک بگوید. بالدوین پرسید:
- به او چه گفتی؟
اسلون با یکی دو نظر اجمالی بر یادداشتهایش، گزارش کامل را به او داد.
بالدوین پرسید:
- حرفش را باور میکنی؟
اسلون گفت:
- بله گمان میکنم راست می گوید. آدمی را که به او موادمخدر می فروشد، میشناسم. او به ریک پارکر گفته بود ترتیبی بدهد که ساوارانو برای دیدن آپارتمان ایزابل وارینگ برود. راستش، ریک پارکر نقشه ی این کار را نکشیده بود. او فقط نقش پیک را بازی کرده و کسی دیگر به او خط میداده.
اسلون گفت:
- پیدایش کردم. به بالدوین زنگ بزن و قرار ملاقات بگذار. در دفتر او میبینمت. ساعت هفت آنجا خواهم بود.
- بهتر از این هم میشود ترتیبش را داد. او در مرکز شهر است و می توانیم همین جا با او حرف بزنیم.
***
وقتی اسلون وارد قرارگاه شماره ی نوزده پلیس شد، سر میز خود ایستاد و کتش را در آورد. سپس همراه نیک مارس به اتاق بازجویی رفت تا گاری بالدوین را که در آنجا منتظر بود، ببیند.
بالدوین هنوز از ناپدید شدن لیسی عصبانی بود ولی خشمش را مهار کرد تا بابت پیدا کردن ریک پارکر به اسلون تبریک بگوید. بالدوین پرسید:
- به او چه گفتی؟
اسلون با یکی دو نظر اجمالی بر یادداشتهایش، گزارش کامل را به او داد.
بالدوین پرسید:
- حرفش را باور میکنی؟
اسلون گفت:
- بله گمان میکنم راست می گوید. آدمی را که به او موادمخدر می فروشد، میشناسم. او به ریک پارکر گفته بود ترتیبی بدهد که ساوارانو برای دیدن آپارتمان ایزابل وارینگ برود. راستش، ریک پارکر نقشه ی این کار را نکشیده بود. او فقط نقش پیک را بازی کرده و کسی دیگر به او خط میداده.