47
کارآگاه اسلون و پریسیلا پارکر در کنار یکدیگر نشسته بودند و انتظار ریک پارکر را می کشیدند. اتاق انتظار ساختمان هاردینگ استثنائا راحت بود. ساختمان آنجا خانه ای خصوصی و متعلق به زوجی بود که چون پسرشان در اثر استعمال بیش از حد موادمخدر مرده بود، آن را به امور خیریه بخشیده بودند تا مرکز بازپروری شود.
از نظر اسلون، مبل راحتی با روکش چیت سفید - آبی و صندلی هایی که با آن هماهنگ بود و رنگ آبی دیوار و قالی، نشان میداد که همه متعلق به صاحبخانه ی قبلی است و کسانی که آن قدر استطاعت دارند که برای ترک اعتیاد به آنجا بیایند، باید حسابی سر کیسه را شل کنند. اما در راه گرینویچ به آنجا، خانم پارکر گفته بود:
- دست کم نیمی از مراجعان وجهی پرداخت نمی کنند.
و حالا که منتظر ریک پارکر بودند، او مضطربانه توضیح می داد:
- میدانم در مورد پسرم چه نظری دارید. ولی شما متوجه نیستید که او چقدر خوب و متعهد است. او هنوز هم می تواند برای زندگی خودش کاری بکند. میدانم که می تواند. پدرش خیلی او را لوس کرده. به او یاد داده که همیشه در هر زمینه ای خود را بالاتر از دیگران بداند. وقتی در دبیرستان به
کارآگاه اسلون و پریسیلا پارکر در کنار یکدیگر نشسته بودند و انتظار ریک پارکر را می کشیدند. اتاق انتظار ساختمان هاردینگ استثنائا راحت بود. ساختمان آنجا خانه ای خصوصی و متعلق به زوجی بود که چون پسرشان در اثر استعمال بیش از حد موادمخدر مرده بود، آن را به امور خیریه بخشیده بودند تا مرکز بازپروری شود.
از نظر اسلون، مبل راحتی با روکش چیت سفید - آبی و صندلی هایی که با آن هماهنگ بود و رنگ آبی دیوار و قالی، نشان میداد که همه متعلق به صاحبخانه ی قبلی است و کسانی که آن قدر استطاعت دارند که برای ترک اعتیاد به آنجا بیایند، باید حسابی سر کیسه را شل کنند. اما در راه گرینویچ به آنجا، خانم پارکر گفته بود:
- دست کم نیمی از مراجعان وجهی پرداخت نمی کنند.
و حالا که منتظر ریک پارکر بودند، او مضطربانه توضیح می داد:
- میدانم در مورد پسرم چه نظری دارید. ولی شما متوجه نیستید که او چقدر خوب و متعهد است. او هنوز هم می تواند برای زندگی خودش کاری بکند. میدانم که می تواند. پدرش خیلی او را لوس کرده. به او یاد داده که همیشه در هر زمینه ای خود را بالاتر از دیگران بداند. وقتی در دبیرستان به