مادر و خواهرش هم در نیوجرسی زندگی میکنند. پس پیدا کردنش خیلی راحت است.
دیگران به نحوی توانسته بودند برای مدتی از دست او در بروند، اما هیچ کس نتوانسته بود از دست او جان سالم به در ببرد. او بالاخره طعمه ی خود را پیدا کرده بود. تعقیب همیشه برایش تفریح و سرگرمی بود ولی بهترین کار برایش کشتن بود.
***
او ابتدا به سراغ گیشه ی خطوط هوایی نورث وست رفت. با توجه به تعداد فروشندگان بلیت در آن گیشه، معلوم بود این خط شلوغ ترین خط هوایی در مینیاپولیس است. به او گفته شد که به علت بارش برف فعلا پروازها متوقف است.
ساندی گفت:
- پس شاید بد نباشد به زنم ملحق شوم. او حدود چهل دقیقه پیش اینجا را ترک کرد. مادرش در نیویورک تصادف کرده. به نظرم با هر پروازی که او را زودتر برساند، می رود. اسمش آلیس کارول است.
متصدی فروش بلیت بسیار خونگرم و مهربان بود او گفت:
- در یک ساعت اخیر پرواز نیویورک نداشتیم، آقای کارول. شاید خانم شما از طریق شیکاگو به نیویورک رفته باشد. بگذارید در کامپیوتر ببینم.
او با انگشتانش روی ردیفی از کلیدهای کامپیوتر زد:
- ایناهاش. خانم شما در پرواز ۶۲ به شیکاگوست که می بایست ساعت۴۸ :۱۱ عازم میشد.
سپس آهی کشید و اضافه کرد:
دیگران به نحوی توانسته بودند برای مدتی از دست او در بروند، اما هیچ کس نتوانسته بود از دست او جان سالم به در ببرد. او بالاخره طعمه ی خود را پیدا کرده بود. تعقیب همیشه برایش تفریح و سرگرمی بود ولی بهترین کار برایش کشتن بود.
***
او ابتدا به سراغ گیشه ی خطوط هوایی نورث وست رفت. با توجه به تعداد فروشندگان بلیت در آن گیشه، معلوم بود این خط شلوغ ترین خط هوایی در مینیاپولیس است. به او گفته شد که به علت بارش برف فعلا پروازها متوقف است.
ساندی گفت:
- پس شاید بد نباشد به زنم ملحق شوم. او حدود چهل دقیقه پیش اینجا را ترک کرد. مادرش در نیویورک تصادف کرده. به نظرم با هر پروازی که او را زودتر برساند، می رود. اسمش آلیس کارول است.
متصدی فروش بلیت بسیار خونگرم و مهربان بود او گفت:
- در یک ساعت اخیر پرواز نیویورک نداشتیم، آقای کارول. شاید خانم شما از طریق شیکاگو به نیویورک رفته باشد. بگذارید در کامپیوتر ببینم.
او با انگشتانش روی ردیفی از کلیدهای کامپیوتر زد:
- ایناهاش. خانم شما در پرواز ۶۲ به شیکاگوست که می بایست ساعت۴۸ :۱۱ عازم میشد.
سپس آهی کشید و اضافه کرد: