46
ساندی ساوارانو در خودرو کرایه ای خود نشسته و نقشه ی شهر را جلوی رویش باز کرده بود. شوق تعقیب سر تا پای او را گرما بخشیده بود.
احساس میکرد ضربان قلبش تندتر شده است. چیزی نمانده بود خدمت لیسی برسد. او خیابان هن پین را از روی نقشه پیدا کرد. با رادیسون پلازا فقط ده دقیقه فاصله داشت. خودرو را از حالت خلاص در آورد و پایش را روی پدال گاز گذاشت.
او سرش را تکان داد. هنوز عصبانی بود که چقدر به شکارش نزدیک شده بود. اگر قوزک پای لیسی در زمین اسکواش پیچ نمی خورد، او هنوز آنجا بود و ساندی می توانست او را هدف بگیرد.
احساس میکرد آدرنالین در سر تا سر بدنش پخش شده است. قلبش بشدت میتپید و نفس نفس میزد. به هدف نزدیک بود و از این قسمت قضیه بیشتر از همه ی قسمتها خوشش می آمد. متصدی زمین اسکواش گفته بود وقتی لیسی از آنجا میرفت، میلنگید. ساندی فکر کرد که با این حساب، اگر او بدجور صدمه دیده باشد، به احتمال زیاد یکراست به خانه رفته است.
حالا میدانست او نام آلیس کارول را برای خود انتخاب کرده است و پیدا کردن شماره ی آپارتمان هم کار چندان دشواری نبود. احتمالا نام او روی
ساندی ساوارانو در خودرو کرایه ای خود نشسته و نقشه ی شهر را جلوی رویش باز کرده بود. شوق تعقیب سر تا پای او را گرما بخشیده بود.
احساس میکرد ضربان قلبش تندتر شده است. چیزی نمانده بود خدمت لیسی برسد. او خیابان هن پین را از روی نقشه پیدا کرد. با رادیسون پلازا فقط ده دقیقه فاصله داشت. خودرو را از حالت خلاص در آورد و پایش را روی پدال گاز گذاشت.
او سرش را تکان داد. هنوز عصبانی بود که چقدر به شکارش نزدیک شده بود. اگر قوزک پای لیسی در زمین اسکواش پیچ نمی خورد، او هنوز آنجا بود و ساندی می توانست او را هدف بگیرد.
احساس میکرد آدرنالین در سر تا سر بدنش پخش شده است. قلبش بشدت میتپید و نفس نفس میزد. به هدف نزدیک بود و از این قسمت قضیه بیشتر از همه ی قسمتها خوشش می آمد. متصدی زمین اسکواش گفته بود وقتی لیسی از آنجا میرفت، میلنگید. ساندی فکر کرد که با این حساب، اگر او بدجور صدمه دیده باشد، به احتمال زیاد یکراست به خانه رفته است.
حالا میدانست او نام آلیس کارول را برای خود انتخاب کرده است و پیدا کردن شماره ی آپارتمان هم کار چندان دشواری نبود. احتمالا نام او روی