اسلون به جلو خم شد و به منظور تأکید، چند ضربه روی میز زد و گفت:
- ایزابل وارینگ باور نکرده بود مرگ دخترش تصادف بوده و مدارک موجود حاکی از این است که ایزابل به دست قاتلی حرفه ای کشته شده. به دست کسی که از نظر ما شناخته شده است و در ضمن برای اتحادیه ی موادمخدر کار میکرده. البته این اطلاعات کامل نیست اما من گوشی را دستت میدهم. حتما خبرداری که پسر تو راه ورود به آپارتمان ایزابل وارینگ را برای قاتل باز کرد. این مساله بتنهایی کافیست او را شریک جرم کند و حکم بازداشتش صادر شود اما موضوع دیگری که باید در مورد پسرت بدانی، یا شاید هم از قبل میدانستی، این است که ریک بعدازظهر روزی که هیثر لندی کشته شد در استو بوده. ما شاهدی داریم که میتواند شهادت بدهد هیثر لندی از او میترسیده و وقتی سر و کله ی پسرت آنجا پیدا شده، هیثر با حال خراب پیست اسکی را ترک کرده.
اسلون مکث کرد و نگاهش را به مردی دوخت که با ناراحتی روبرویش نشسته بود. لکه های سرخی ناشی از خشم و غضب چهره ی پارکر را پوشانده بود، اما وقتی شروع به حرف زدن کرد صدایش سرد و آرام بود:
- فقط همین، کارآگاه؟
- نه. نه کاملا. ریچارد جی پارکر معتاد به موادمخدر مایه ی افتخار و شهرت توست. و ظاهرا تو از پرداخت صورتحسابهای او دست کشیده ای. ولی او هنوز هم به طریقی مواد مخدر گیر می آورد. معنی اش این است که احتمالا او مبلغ زیادی به کسی مقروض است که میتواند وضعیتی خطرناک باشد. نصیحت من به تو این است که برایش وکیلی جنایی استخدام کنی و به او بگویی بیاید و خودش را تسلیم کند. در غیر این صورت، شاید خودت هم با چندین اتهام مواجه شوی.
پارکر گفت:
- ایزابل وارینگ باور نکرده بود مرگ دخترش تصادف بوده و مدارک موجود حاکی از این است که ایزابل به دست قاتلی حرفه ای کشته شده. به دست کسی که از نظر ما شناخته شده است و در ضمن برای اتحادیه ی موادمخدر کار میکرده. البته این اطلاعات کامل نیست اما من گوشی را دستت میدهم. حتما خبرداری که پسر تو راه ورود به آپارتمان ایزابل وارینگ را برای قاتل باز کرد. این مساله بتنهایی کافیست او را شریک جرم کند و حکم بازداشتش صادر شود اما موضوع دیگری که باید در مورد پسرت بدانی، یا شاید هم از قبل میدانستی، این است که ریک بعدازظهر روزی که هیثر لندی کشته شد در استو بوده. ما شاهدی داریم که میتواند شهادت بدهد هیثر لندی از او میترسیده و وقتی سر و کله ی پسرت آنجا پیدا شده، هیثر با حال خراب پیست اسکی را ترک کرده.
اسلون مکث کرد و نگاهش را به مردی دوخت که با ناراحتی روبرویش نشسته بود. لکه های سرخی ناشی از خشم و غضب چهره ی پارکر را پوشانده بود، اما وقتی شروع به حرف زدن کرد صدایش سرد و آرام بود:
- فقط همین، کارآگاه؟
- نه. نه کاملا. ریچارد جی پارکر معتاد به موادمخدر مایه ی افتخار و شهرت توست. و ظاهرا تو از پرداخت صورتحسابهای او دست کشیده ای. ولی او هنوز هم به طریقی مواد مخدر گیر می آورد. معنی اش این است که احتمالا او مبلغ زیادی به کسی مقروض است که میتواند وضعیتی خطرناک باشد. نصیحت من به تو این است که برایش وکیلی جنایی استخدام کنی و به او بگویی بیاید و خودش را تسلیم کند. در غیر این صورت، شاید خودت هم با چندین اتهام مواجه شوی.
پارکر گفت: