وقتی او به دنبال مستخدمه از سرسرای عریض و فرش شده رد میشد، آنچه را در مورد پارکر پیر می دانست، مرور کرد. شنیده بود که پارکر زن باز است و وقتی به زن جوان و جذابی که جلوی او راه می رفت نگاه کرد، دلش می خواست بداند که آیا پارکر پیر آن قدر احمق است که در خانه ی خودش دست به کاری بزند؟
و چند دقیقه ی بعد، اسلون به این نتیجه رسید که به احتمال زیاد پارکر احمقی به تمام معناست، چون او را دید که روی مبل چرمی نشسته است و قهوه می نوشد، و فنجانی نیم پر در کنار اوست.
پارکر نه از جای خود بلند شد تا به او خوشامد بگوید و نه به او قهوه تعارف کرد. فقط گفت:
- بنشین، کاراگاه اسلون. (لحن او بیشتر شبیه دستور بود تا دعوت.)
اسلون می دانست جمله ی بعدی پارکر این خواهد بود که خیلی گرفتار است و بیش از چند دقیقه وقت ندارد.
و دقیقا همین را شنید. .
اسلون متوجه شد که پیشخدمت هنوز در اتاق است. به او رو کرد و بالحنی خشک گفت:
- خانم، بمحض اینکه من اینجا را ترک کردم، شما میتوانید برگردید.
ریچارد پارکر با حالتی بر آشفته از جا در رفت و گفت:
- تو خیال میکنی کی...
اسلون حرف او را قطع کرد و گفت:
- آنچه من خیال می کنم و شما هم باید بدانید، آقای پارکر، این است که من نوکر دست به سینه ی شما نیستم. این قضیه هم یکی از آن معاملات ملک و املاک جنابعالی نیست. من آمده ام در مورد پسرتان حرف بزنم. او نه تنها در یک قتل بلکه در دو قتل مظنون به حساب می آید.
و چند دقیقه ی بعد، اسلون به این نتیجه رسید که به احتمال زیاد پارکر احمقی به تمام معناست، چون او را دید که روی مبل چرمی نشسته است و قهوه می نوشد، و فنجانی نیم پر در کنار اوست.
پارکر نه از جای خود بلند شد تا به او خوشامد بگوید و نه به او قهوه تعارف کرد. فقط گفت:
- بنشین، کاراگاه اسلون. (لحن او بیشتر شبیه دستور بود تا دعوت.)
اسلون می دانست جمله ی بعدی پارکر این خواهد بود که خیلی گرفتار است و بیش از چند دقیقه وقت ندارد.
و دقیقا همین را شنید. .
اسلون متوجه شد که پیشخدمت هنوز در اتاق است. به او رو کرد و بالحنی خشک گفت:
- خانم، بمحض اینکه من اینجا را ترک کردم، شما میتوانید برگردید.
ریچارد پارکر با حالتی بر آشفته از جا در رفت و گفت:
- تو خیال میکنی کی...
اسلون حرف او را قطع کرد و گفت:
- آنچه من خیال می کنم و شما هم باید بدانید، آقای پارکر، این است که من نوکر دست به سینه ی شما نیستم. این قضیه هم یکی از آن معاملات ملک و املاک جنابعالی نیست. من آمده ام در مورد پسرتان حرف بزنم. او نه تنها در یک قتل بلکه در دو قتل مظنون به حساب می آید.