جیمی بی مقدمه گفت:
- میخواهم با او حرف بزنم. این را به او بگویید. کاراگاهی که استخدام کرده ام، می گفت او قبل از مرگ ایزابل مدت زیادی کنارش بوده. سؤالهای زیادی از او دارم.
جی سکوت خود را شکست و گفت:
- آقای لندی، شما باید تقاضای خود را به دادستانی بگویید. آنان قبل از اینکه لیسی تحت این برنامه قرار بگیرد با ما صحبت کردند.
جیمی غرید:
- میخواهی بگویی ممکن است آنان حرف مرا زمین بزنند؟ باشد، شاید راه دیگری هم وجود داشته باشد. بنابراین به جای من از او بپرسید که آیا اخر یادداشت های هیثر یکی- دو صفحه ی بی خط وجود داشته یا نه؟
الکس کاربین پرسید:
- جیمی، چه اهمیتی دارد؟
- چون اگر این طور باشد، هیچ کدام از مدارکی که به پلیس تحویل داده شد، در امان نبوده. آنها یا دستکاری می شوند با غیبشان میزند. باید برای این کار راهی پیدا کنم.
سپس جیمی دستش را تکان داد تا کارلوس پی کارش برود. او با قوری قهوه پشت سر لندی ایستاده بود. بعد رو به مونا کرد و گفت:
- خوب، خانم فارل، برای شما و دخترتان متاسفم. از آنچه شنیده ام دستگیرم شده که او با ایزابل خوب بوده و سعی کرده به من هم کمک کند. یک عذرخواهی به او مدیونم. حالش چطور است؟
- او هنرپیشه ای کار کشته است. هرگز شکایت نمی کند. در واقع، همیشه سعی میکند مرا خوشحال کند.
مونا به جی و کیت رو کرد و ادامه داد:
- میخواهم با او حرف بزنم. این را به او بگویید. کاراگاهی که استخدام کرده ام، می گفت او قبل از مرگ ایزابل مدت زیادی کنارش بوده. سؤالهای زیادی از او دارم.
جی سکوت خود را شکست و گفت:
- آقای لندی، شما باید تقاضای خود را به دادستانی بگویید. آنان قبل از اینکه لیسی تحت این برنامه قرار بگیرد با ما صحبت کردند.
جیمی غرید:
- میخواهی بگویی ممکن است آنان حرف مرا زمین بزنند؟ باشد، شاید راه دیگری هم وجود داشته باشد. بنابراین به جای من از او بپرسید که آیا اخر یادداشت های هیثر یکی- دو صفحه ی بی خط وجود داشته یا نه؟
الکس کاربین پرسید:
- جیمی، چه اهمیتی دارد؟
- چون اگر این طور باشد، هیچ کدام از مدارکی که به پلیس تحویل داده شد، در امان نبوده. آنها یا دستکاری می شوند با غیبشان میزند. باید برای این کار راهی پیدا کنم.
سپس جیمی دستش را تکان داد تا کارلوس پی کارش برود. او با قوری قهوه پشت سر لندی ایستاده بود. بعد رو به مونا کرد و گفت:
- خوب، خانم فارل، برای شما و دخترتان متاسفم. از آنچه شنیده ام دستگیرم شده که او با ایزابل خوب بوده و سعی کرده به من هم کمک کند. یک عذرخواهی به او مدیونم. حالش چطور است؟
- او هنرپیشه ای کار کشته است. هرگز شکایت نمی کند. در واقع، همیشه سعی میکند مرا خوشحال کند.
مونا به جی و کیت رو کرد و ادامه داد: