نظر گرفته شده بود، بنشیند، به کارمند سابق خود گفت:
- خوب کارلوس، میبینم که الکس تو را سر پیشخدمت کرده.
کارلوس با لبخندی گفت:
- بله، آقای لندی.
استیو ابوت گفت:
- اگر کمی دیگر صبر میکردی، جیمی هم به تو ارتقاء مقام میداد.
جیمی به طور مختصر گفت:
- شاید هم نه.
الکس کاربین گفت:
- هر مساله ای راه حل دارد... جیمی، اولین بار است که به اینجا می آیی. بگو نظرت در مورد اینجا چیست؟
جیمی لندی به اطراف نگاه کرد و سالن غذاخوری را که دیوارهای سبز تیره اش با نقاشیهای رنگارنگ در قاب طلایی مزین شده بود با دقت بررسی کرد و گفت:
- به نظر می رسد از چایخانه های روسی الهام گرفته ای.
الکس که با او هم عقیده بود خوشحال شد و گفت:
- همین طور است. درست همان طور که تو از La Cote Basque الهام گرفتی... خوب، حالا چه مینوشید؟ دلم می خواهد شراب مرا بچشید.
***
کیت در حالی که نوشابه را جرعه جرعه سر میکشید، فکر کرد: جیمی اندی از آن آدم هایی نیست که انتظار داشتم. جی چقدر نگران بود که او را منتظر نگه داشته، ولی اصلا به نظر نمیرسد بابت چند
- خوب کارلوس، میبینم که الکس تو را سر پیشخدمت کرده.
کارلوس با لبخندی گفت:
- بله، آقای لندی.
استیو ابوت گفت:
- اگر کمی دیگر صبر میکردی، جیمی هم به تو ارتقاء مقام میداد.
جیمی به طور مختصر گفت:
- شاید هم نه.
الکس کاربین گفت:
- هر مساله ای راه حل دارد... جیمی، اولین بار است که به اینجا می آیی. بگو نظرت در مورد اینجا چیست؟
جیمی لندی به اطراف نگاه کرد و سالن غذاخوری را که دیوارهای سبز تیره اش با نقاشیهای رنگارنگ در قاب طلایی مزین شده بود با دقت بررسی کرد و گفت:
- به نظر می رسد از چایخانه های روسی الهام گرفته ای.
الکس که با او هم عقیده بود خوشحال شد و گفت:
- همین طور است. درست همان طور که تو از La Cote Basque الهام گرفتی... خوب، حالا چه مینوشید؟ دلم می خواهد شراب مرا بچشید.
***
کیت در حالی که نوشابه را جرعه جرعه سر میکشید، فکر کرد: جیمی اندی از آن آدم هایی نیست که انتظار داشتم. جی چقدر نگران بود که او را منتظر نگه داشته، ولی اصلا به نظر نمیرسد بابت چند