42
معمولا جمعه شبها مسیر نیوجرسی به نیویورک، ترافیکی سنگین داشت، چون همه به سوی نیویورک سرازیر می شدند. از نظر بسیاری از مردم شب شام و تئاتر بود و کیت میتوانست حالت تصنعی چهره ی شوهرش را وقتی که سانتی متر به سانتی متر از روی پل واشنگتن عبور میکردند، ببیند.
خوشحال بود که به مادرش نگفته است با چه وضعی خانه را ترک کردند.
یک بار لیسی از او پرسیده بود:
- کیت، چطور میتوانی توپ و تشر جی را تحمل کنی، بخصوص بابت کاری که تقصیر تو نبوده؟
وکیت به یادآورد که به لیسی گفته بود:
- نمی گذارم این مساله عذابم بدهد. من حالت او را درک می کنم. همیشه چیزی دارد که مایه ی نگرانی اش باشد و این هم روش ابراز کردنش است.
کیت نگاهی به جی انداخت و فکر کرد: او حالا هم نگران است چون دیر شده. می دانم که برای بانی هم ناراحت است و از طرفی، به بانی قولی داده که نمی تواند به آن عمل کند و همین آشفته اش کرده.
وقتی بالاخره از پل عبور کردند و وارد بزرگراه وست ساید شدند، جی نفسی عمیق کشید و خیال کیت هم راحت شد که دید خودروهای جلویی با
معمولا جمعه شبها مسیر نیوجرسی به نیویورک، ترافیکی سنگین داشت، چون همه به سوی نیویورک سرازیر می شدند. از نظر بسیاری از مردم شب شام و تئاتر بود و کیت میتوانست حالت تصنعی چهره ی شوهرش را وقتی که سانتی متر به سانتی متر از روی پل واشنگتن عبور میکردند، ببیند.
خوشحال بود که به مادرش نگفته است با چه وضعی خانه را ترک کردند.
یک بار لیسی از او پرسیده بود:
- کیت، چطور میتوانی توپ و تشر جی را تحمل کنی، بخصوص بابت کاری که تقصیر تو نبوده؟
وکیت به یادآورد که به لیسی گفته بود:
- نمی گذارم این مساله عذابم بدهد. من حالت او را درک می کنم. همیشه چیزی دارد که مایه ی نگرانی اش باشد و این هم روش ابراز کردنش است.
کیت نگاهی به جی انداخت و فکر کرد: او حالا هم نگران است چون دیر شده. می دانم که برای بانی هم ناراحت است و از طرفی، به بانی قولی داده که نمی تواند به آن عمل کند و همین آشفته اش کرده.
وقتی بالاخره از پل عبور کردند و وارد بزرگراه وست ساید شدند، جی نفسی عمیق کشید و خیال کیت هم راحت شد که دید خودروهای جلویی با