نام کتاب: وانمود کن او را نمی بینی
جشن دانشگاه به خوابگاه خصوصی زده بود، پرداخت کرد. در دوران مدرسه زیاد ولخرجی می کرد. هدیه ی سالروز تولد هفده سالگی اش یک مرسدس بنز کروکی بود و به عنوان هدیه ی فارغ التحصیلی آپارتمانی در بخش غربی پارک مرکزی گرفت. اولین و تنها شغل او، کار در بنگاه پارکر و پارکر است که به مدت پنج سال در شعبه ی خیابان هفتاد و ششم غربی کار می کرده و از سه سال پیش تاکنون در دفتر مرکزی بنگاه واقع در خیابان شصت و دوم شرقی مشغول است.
اسلون برای اینکه بفهمد همکاران ریک در شعبه ی غربی از او بیزار بوده اند، با مشکل مواجه نشده بود. یکی از کارمندان سابق بنگاه به او گفته بود: «ریک تمام شب را به عیاشی میگذراند و صبح با حالت خمار سر و کله اش در دفتر پیدا می شد و از مقام و موقعیت خودش سواستفاده میکرد.»
پنج سال پیش، منشی جوانی که ادعا می کرد مورد تجاوز جنسی واقع شده است، از ریک شکایت کرده و پدر ریک سر و ته ماجرایی را که می توانست رسوایی به بار آورد، با پول هم آورده بود. پارکر پیر بعد از آن قضیه از حمایت پسرش دست کشید.
راه در آمد حاصل از اعتبار ریک مسدود شد و او هم مانند بقیه ی کارمندان بنگاه در زمره ی حقوق بگیران درآمد. اسلون با تمسخر فکر کرد: حتما بابا دوره ی عشق انعطاف ناپذیر دیده. عشق انعطاف ناپذیر هزینه ی اعتیاد به مواد مخدر را تامین نمیکند.
او دوباره پرونده را مرور کرد. پس ریک برای مواد مخدر از کجا پول میاورد؟ اگر هنوز زنده باشد، چه کسی در خفا برای او خرج می کند؟
اسلون سیگاری دیگر از بسته ی همیشه حاضر در جیبش بیرون آورد.

صفحه 241 از 366