می لی سنت رویس سرش را بلند کرد تا تازه وارد را ببیند. مردی با موهای خاکستری و پوششی ساده وارد شد که پنجاه و هشت - نه ساله به نظر میرسید. خانم رویس بیرون آمد تا به او خوشامد بگوید.
توضیح مرد ساده و سلیس بود. او خود را *پل گیلبرت* معرفی کرد و گفت که برای مأموریتی در مورد «سه میم» به توین سیتیز آمده است و توضیح داد که «سه میم» یعنی: معادن و محصولات مینه سوتا.
خانم رویس که هیچ سر در نمیاورد چرا باید از دست غریبه ای که خیال میکرد او معنی سه میم را نمی داند، عصبانی باشد، گفت:
- شوهرم اواخر عمر آنجا کار میکرد.
مرد گفت:
- دامادم به اینجا منتقل شده. به دخترم گفته اند ادینا برای زندگی کردن جای مناسبی است. او باردار است. فکر کردم حالا که اینجا هستم برایش خانه پیدا کنم.
خانم رویس دلخوری را از خود راند و گفت:
- چه پدر خوبی! حالا اجازه بدهید چند سوال از شما بکنم تا بدانم دخترتان از چه خانه ای خوشش میاید.
ساندی در مورد دخترش جوابهایی ساده داد: نام و نشانی و نیازهای خانواده که شامل کودکستان برای کودکی چهار ساله، حیاط خلوت دلباز و آشپزخانه ی بزرگ بود. و اضافه کرد: او عاشق آشپزی است.
نیم ساعت بعد، ساندی در حالی که کارت ویزیت می لی سنت رویس را در جیب داشت، آنجا را ترک کرد. خانم رویس به او قول داده بود خانه ای مناسب برایش پیدا کند. در حقیقت، گفته بود احتمالا خانه ی مورد نظر او را در
توضیح مرد ساده و سلیس بود. او خود را *پل گیلبرت* معرفی کرد و گفت که برای مأموریتی در مورد «سه میم» به توین سیتیز آمده است و توضیح داد که «سه میم» یعنی: معادن و محصولات مینه سوتا.
خانم رویس که هیچ سر در نمیاورد چرا باید از دست غریبه ای که خیال میکرد او معنی سه میم را نمی داند، عصبانی باشد، گفت:
- شوهرم اواخر عمر آنجا کار میکرد.
مرد گفت:
- دامادم به اینجا منتقل شده. به دخترم گفته اند ادینا برای زندگی کردن جای مناسبی است. او باردار است. فکر کردم حالا که اینجا هستم برایش خانه پیدا کنم.
خانم رویس دلخوری را از خود راند و گفت:
- چه پدر خوبی! حالا اجازه بدهید چند سوال از شما بکنم تا بدانم دخترتان از چه خانه ای خوشش میاید.
ساندی در مورد دخترش جوابهایی ساده داد: نام و نشانی و نیازهای خانواده که شامل کودکستان برای کودکی چهار ساله، حیاط خلوت دلباز و آشپزخانه ی بزرگ بود. و اضافه کرد: او عاشق آشپزی است.
نیم ساعت بعد، ساندی در حالی که کارت ویزیت می لی سنت رویس را در جیب داشت، آنجا را ترک کرد. خانم رویس به او قول داده بود خانه ای مناسب برایش پیدا کند. در حقیقت، گفته بود احتمالا خانه ی مورد نظر او را در
*Paul Gilbert