نام کتاب: وانمود کن او را نمی بینی
- داریم در موردش کار میکنیم.
و فکر کرد که بهتر است به بالدوین نگوید قبلا در اداره پخش کرده که مدرکی تازه در مورد قتل ایزابل وارینگ به دست آورده و آن را در اتاق خودش گذاشته استه تا به خیال خود دامی گسترده باشد.
بالدوین گفتگو را به این صورت ختم کرد:
- مرا بی خبر نگذار، هر مدرکی در این مورد پیدا کردی، سعی کن دو دستی به آن بچسبی. گمان میکنی بتوانی؟
- بله، می توانم قربان. ما بودیم که اثر انگشت ساوارانو را روی در آپارتمان فارل شناسایی کردیم.
و بعد برای اینکه ضربه ی آخر را بزند، اضافه کرد:
- و گمان میکنم بازجوهای شما بودند که تایید کردند او مرده است
صدای کوبیدن گوشی روی تلفن به کارآگاه اسلون ثابت کرد که موفق شده است بالدوین حساس و زودرنج را انگولک کند. اما این موفقیتی تو خالی بود و خودش هم این را می دانست.
***
کارمندان گاری بالدوین بقیه ی روز را به هر صورت بود با پیامدهای حاصل از استیصال و بداخلاقی او در مورد سمبل کاری پلیس، تحمل کردند. و وقتی بالدوین شنید که لیسی فارل، شاهد فضول ماجرا، اطلاعاتی تازه برای او دارد اخلاقش عوض شد.
او به جرح سونسون در مینیاپولیس گفت:
- تا هر وقت طول بکشد، صبر میکنم. سعی کن حتما امشب او به من زنگ بزند.

صفحه 194 از 366