نام کتاب: وانمود کن او را نمی بینی
خواند.
اسلون بالحنی دلسوزانه گفت:
- اما او این کار را نکرده و نکته همینجاست.
و همزمان سرش را به نشانه ی تشکر از نیک مارس که فنجان قهوه را روی میز او میگذاشت، تکان داد و اضافه کرد:
- او تهدید می کرد که سختگیری خواهد کرد و میگفت خودش کسی را مامور تحقیق میکند. استیو ابوت، شریک لندی هم همراه او آمده بود و با استفاده از مقام و موقعیت خودش هارت و پورت میکرد.
بالدوین گفت:
- لندی را سرزنش نمیکنم. استخدام مامور فکر خوبی است. بخصوص اینکه ظاهرا کاری از شماها ساخته نیست.
- اما نمیشود که او هم خود را وارد معرکه کند. البته گمان نمیکنم او این کار را بکند. استیو ابوت به من زنگ زد و از طرف او عذرخواهی کرد و گفت که این مساله منتفی است چون شاید لندی در مورد صفحه های گم شده اشتباه کرده باشد. میگفت شبی که لندی یادداشتها را از فارل گرفت به قدری حالش بد بود که خواندن آنها را به بعد موکول کرد. شب بعد هم هنوز به قدری داغان بود که نمی توانست به آنها نگاه کند. روز بعدش هم که ما آنها را از او گرفتیم.
- ممکن است در مورد صفحات گم شده اشتباه کرده باشد، اما ماکه مطمئن نیستیم، مگر نه؟
سپس بالدوین با همان لحن سرد ادامه داد:
- حتی اگر در مورد صفحات بدون خط اشتباه کرده باشد، باز هم یادداشتهای اصلی وقتی در اختیار تو بوده، گم شده. معنی اش این است در آن اداره جاسوسی دو جانبه وجود دارد بهتر است خانه تکانی کنید.
اد اسلون گفت:

صفحه 193 از 366