کیت نولز گفته بود که گروه هنرمندان به مدت یک هفته در هتل رادیسون پلازا اقامت دارند. لیسی به ساعتش نگاه کرد، ده و نیم بود. حتی اگر کیت از آن دسته افرادی بود که دیر وقت می خوابند، مثل بیشتر هنرمندان، احتمالا تا حالا بیدار شده بود.
او با صدای خواب آلود به تلفن جواب داد. اما وقتی متوجه شد لیسی پشت خط است و می خواهد برای ناهار روز بعد قرار بگذارد شاد شد.
لیسی پیشنهاد کرد:
- کیته شاید بد نباشد سعی کنیم تام هم به ما ملحق شود. میدانی که چه پسر خوبی است او ما را به رستورانی خوب می برد و تازه پول ناهارمان را هم میدهد.
هر دو خندیدند. سپس لیسی اضافه کرد:
- فراموش کن. همین الان یادم آمد که او ظهرها برنامه دارد
لیسی فکر کرد که به هیچ وجه امکان ندارد تام بو ببرد لیسی میخواهد از دهان کیت حرف بکشد تام از نظر او ادم خوبی بود و لیسی به یاد آورد که تام در میهمانی از اینکه نتوانسته بود آن طور که باید و شاید به او توجه کنده ناراحت و متاسف شده بود.
قرار شد ساعت دوازده و نیم روز بعد، لیسی و کیت یکدیگر را در رادیسون پلازا ببینند. وقتی لیسی گوشی را گذاشت، احساس امیدواری کرد مثل این بود که بعد از توفانی سهمگین و طولانی مدت می تواند تابش اولین اشعای خورشید را ببیند، و به سوی پنجره رفت و پرده را عقب زد تا بیرون را ببیند.
یکی از روزهای بسیار خوب زمستانی در غرب میانه بود. دمای هوا تقریبا دو درجه زیر صفر و آسمان آفتابی و بی ابر بود به نظر نمی رسید از باد خبری باشد. لیسی میدید که برف پیاده رو آب شده است.
او با صدای خواب آلود به تلفن جواب داد. اما وقتی متوجه شد لیسی پشت خط است و می خواهد برای ناهار روز بعد قرار بگذارد شاد شد.
لیسی پیشنهاد کرد:
- کیته شاید بد نباشد سعی کنیم تام هم به ما ملحق شود. میدانی که چه پسر خوبی است او ما را به رستورانی خوب می برد و تازه پول ناهارمان را هم میدهد.
هر دو خندیدند. سپس لیسی اضافه کرد:
- فراموش کن. همین الان یادم آمد که او ظهرها برنامه دارد
لیسی فکر کرد که به هیچ وجه امکان ندارد تام بو ببرد لیسی میخواهد از دهان کیت حرف بکشد تام از نظر او ادم خوبی بود و لیسی به یاد آورد که تام در میهمانی از اینکه نتوانسته بود آن طور که باید و شاید به او توجه کنده ناراحت و متاسف شده بود.
قرار شد ساعت دوازده و نیم روز بعد، لیسی و کیت یکدیگر را در رادیسون پلازا ببینند. وقتی لیسی گوشی را گذاشت، احساس امیدواری کرد مثل این بود که بعد از توفانی سهمگین و طولانی مدت می تواند تابش اولین اشعای خورشید را ببیند، و به سوی پنجره رفت و پرده را عقب زد تا بیرون را ببیند.
یکی از روزهای بسیار خوب زمستانی در غرب میانه بود. دمای هوا تقریبا دو درجه زیر صفر و آسمان آفتابی و بی ابر بود به نظر نمی رسید از باد خبری باشد. لیسی میدید که برف پیاده رو آب شده است.