منتقل شده بود.
لیسی فکر کرد: یعنی درست وقتی هیثر در نیویورک به شمال آپارتمان میگشته، ریک در دفتر وست ساید کار می کرد. آیا هیثر در بنگاه ریک را دیده بود؟ در این صورت، چه اتفاقی بین آنان افتاد؟
لیسی با عصبانیت سرش را تکان داد. و حالا من برای خاطر او اینجا اسیر شده ام.
او در حیرت به سر میبرد: ریک بود که نام کورتیس کالدول را به عنوان خریدار پر و پا قرص آپارتمان ایزابل به من داد. به گفته ی او بود که من کالدول را به آنجا بردم. اگر ریک به نحوی کالدول را بشناسد، شاید پلیس بتواند از طریه او ردپای کالدول را پیدا کند. و اگر کالدول دستگیر شود من میتونم به خانه بروم.
الیسی از جا برخاست و مضطربانه در اتاق قدم زد. این مساله می توانست همان چیزی باشد که ایزابل در یادداشت های هیثر دیده بود در این صورت لیسی می بایست این اطلاعات را به گاری بالدوین میداد.
انگشتان لیسی برای اینکه گوشی را بردارد و به او زنگ بزند، بی قرار بود. اما تماس مستقیم مطلقا ممنوع بود. او می بایست برای جرج سونسون پیام می گذاشت تا به او زنگ بزند و ترتیبی بدهد که او بتواند از طریقی مطمئن با بالدوین تماس تلفنی یا مکاتبه برقرار کند.
الیسی فکر کرد: باید دوباره با کیت نواز حرف بزنم. باید درباره ی بیل مریل، دوستی که به واکنش هیثر در برابر یک پارکر اشاره کرده بود، اطلاعات بیشتری به دست بیاورم. باید بفهمم الان کجا زنگی میکند. مطمئنم بالوین هم بدش نمیاید با او صحبت کند. او میتواند در مورد حالت ریک پارکر در استو، چند ساعت قبل از مرگ هیثر اطلاعات بدهد.
لیسی فکر کرد: یعنی درست وقتی هیثر در نیویورک به شمال آپارتمان میگشته، ریک در دفتر وست ساید کار می کرد. آیا هیثر در بنگاه ریک را دیده بود؟ در این صورت، چه اتفاقی بین آنان افتاد؟
لیسی با عصبانیت سرش را تکان داد. و حالا من برای خاطر او اینجا اسیر شده ام.
او در حیرت به سر میبرد: ریک بود که نام کورتیس کالدول را به عنوان خریدار پر و پا قرص آپارتمان ایزابل به من داد. به گفته ی او بود که من کالدول را به آنجا بردم. اگر ریک به نحوی کالدول را بشناسد، شاید پلیس بتواند از طریه او ردپای کالدول را پیدا کند. و اگر کالدول دستگیر شود من میتونم به خانه بروم.
الیسی از جا برخاست و مضطربانه در اتاق قدم زد. این مساله می توانست همان چیزی باشد که ایزابل در یادداشت های هیثر دیده بود در این صورت لیسی می بایست این اطلاعات را به گاری بالدوین میداد.
انگشتان لیسی برای اینکه گوشی را بردارد و به او زنگ بزند، بی قرار بود. اما تماس مستقیم مطلقا ممنوع بود. او می بایست برای جرج سونسون پیام می گذاشت تا به او زنگ بزند و ترتیبی بدهد که او بتواند از طریقی مطمئن با بالدوین تماس تلفنی یا مکاتبه برقرار کند.
الیسی فکر کرد: باید دوباره با کیت نواز حرف بزنم. باید درباره ی بیل مریل، دوستی که به واکنش هیثر در برابر یک پارکر اشاره کرده بود، اطلاعات بیشتری به دست بیاورم. باید بفهمم الان کجا زنگی میکند. مطمئنم بالوین هم بدش نمیاید با او صحبت کند. او میتواند در مورد حالت ریک پارکر در استو، چند ساعت قبل از مرگ هیثر اطلاعات بدهد.