نام کتاب: وانمود کن او را نمی بینی
25

چه اتفاقی بین هیثر لندی و ریک پارکر اتفاق افتاده بود؟ وقتی لیسی فهمید که آن دو یکدیگر را می شناختند، مات و مبهوت شد. آن شب بعد از رفتن تام لینچ و کیت نولز، او نتوانست بخوابد، ساعتها بیدار بود و سعی میکرد از موضوع سر در بیاورد.
در طول آخر هفته، تمام مدت ذهنش به سوی شبی می رفت که ایزابل وارینگ کشته شد. وقتی لیسی را سؤال پیچ کرده بودند که تا چه حد ایزابل را میشناخته و آیا هرگز هیثر را دیده بوده یا نه، و ریک آنجا نشسته بود و گوش میکرد در چه فکری بود؟ چرا هیچ حرفی نزده بود؟
بنا به گفته ی کیت نولز، هیثر در آخرین روز زندگی اش بوضوح از دیدن ریک در مهمانسرای استو ناراحت شده بود. کیت، ریک پارکر را مردی عوضی نامیده و گفته بود وقتی هیتر به شهر آمده بود، جذب او شده بود.
لیسی به یاد آورد که هیثر در یادداشت هایش اشاره کرده بود که وقتی در وست ساید به دنبال آپارتمان میگشته با واقعه ای ناخوشایند روبرو شده است. آیا ممکن بود پای ریک پارکر در میان باشد؟ لیسی مبهوت بود.
ریک قبل از انتقال به شرکت واقع در خیابان مدیسون، مدت پنج سال در دفتر شرکت در منطقه ی وست ساید کار میکرد و سه سال بود که به اینجا

صفحه 156 از 366