بخورید.
لیسی با خوشحالی شمارiه اش را به او داد و فکر کرد: من از طرف رئیس بانک توصیه می شوم و باید وانمود کنم که در کار املاک تازه کار هستم. اگر می لی سنت علاقمند باشد مرا ببیند، احتمالا برای تحقیق کردن در مورد کسی که معرفی معتبر دارد، خود را به دردسر نمی اندازد.
وقتی وودز از کنار او رفت تا با یکی دیگر از میهمانان حرف بزند، لیسی نظری به اتاق انداخت و کیت را دید که تنها ایستاده است. بی درنگ به سوی او رفت و گفت:
- معرکه بودی. من این نمایشنامه را با سه اجرا دیده ام. بازی تو در نقش تاپ تیم از همه بهتر بود.
- به به. می بینم که شما دو نفر با هم گپ میزنید.
تام لینچ به آنان ملحق شده بود. او پوزش خواهانه گفت:
- متاسفم آلیس. یک دفعه دور و برم سبز شدند. دلم نمی خواست این قدر تنهایت بگذارم.
لیسی گفت:
- نگران نباش. همه چیز بخوبی پیش رفت.
و از ذهنش گذشت: نمی دانی چقدر خوب.
کیت گفت:
- تام، دنبال فرصتی میکشتم تو را ببینم.
تام گفت:
- میهمانی دیگر کافی است. بهتر است برویم جایی و یک فنجان قهوه بخوریم.
کیت به لیسی لبخندی زد و گفت:
لیسی با خوشحالی شمارiه اش را به او داد و فکر کرد: من از طرف رئیس بانک توصیه می شوم و باید وانمود کنم که در کار املاک تازه کار هستم. اگر می لی سنت علاقمند باشد مرا ببیند، احتمالا برای تحقیق کردن در مورد کسی که معرفی معتبر دارد، خود را به دردسر نمی اندازد.
وقتی وودز از کنار او رفت تا با یکی دیگر از میهمانان حرف بزند، لیسی نظری به اتاق انداخت و کیت را دید که تنها ایستاده است. بی درنگ به سوی او رفت و گفت:
- معرکه بودی. من این نمایشنامه را با سه اجرا دیده ام. بازی تو در نقش تاپ تیم از همه بهتر بود.
- به به. می بینم که شما دو نفر با هم گپ میزنید.
تام لینچ به آنان ملحق شده بود. او پوزش خواهانه گفت:
- متاسفم آلیس. یک دفعه دور و برم سبز شدند. دلم نمی خواست این قدر تنهایت بگذارم.
لیسی گفت:
- نگران نباش. همه چیز بخوبی پیش رفت.
و از ذهنش گذشت: نمی دانی چقدر خوب.
کیت گفت:
- تام، دنبال فرصتی میکشتم تو را ببینم.
تام گفت:
- میهمانی دیگر کافی است. بهتر است برویم جایی و یک فنجان قهوه بخوریم.
کیت به لیسی لبخندی زد و گفت: