پارکر پیر همیشه مشتری های بنگاهش را برای شام به آنجا می برد و این تنها دلیلی بود که تا به حال جیمی لندی با اردنگ ریک پارکر را از رستوران بیرون نینداخته بود. ماه گذشته او به قدری مست بازی در آورده بود که مجبور شده بودند او را تا بیرون همراهی کنند و برایش تاکسی بگیرند. چند بار که ریک پارکر برای صرف شام به رستوران آمده بود، جیمی کاملا متوجه شده بود که او در اثر استعمال موادمخدر در عالم هپروت است.
پارکر پیر صمیمانه با جیمی دست داد و گفت:
- چه جایی شادتر از اینجا پیدا می شود که بتوانم *پریسیلا* را به آنجا ببرم. درست است جیمی؟
پریسیلا پارکر لبخندی محجوبانه زد و بعد به منظور تأیید نگاهی پر حرارت به شوهرش انداخته
جیمی میدانست پارکر پیر نه تنها به همسرش خیانت می کنند بلکه بدون ذره ای رحم و مروت برایش شاخ و شانه هم میکشد.
ریک پارکر با بی اعتنایی سرش را تکان داد و با پوزخندی بر لب گفت:
- سلام، جیمی.
جیمی فکر کرد: انگار اشراف زاده ای پرافاده به پادوی دهاتی قهوه خانه سلام میکند! بدون نفوذ اجتماعی پدرش حتی شغل توالت پاک کنی هم نصیب این مردک نمیشود.
وقتی پریسیلا نشست، به دور و بر خود نگاهی کرد و گفت:
- چه جای قشنگی است. اما انگار کمی فرق کرده. اه، فهمیدم. تصاویر هیثر را پاک کرده اند.
جیمی لندی با صدایی گرفته گفت:
پارکر پیر صمیمانه با جیمی دست داد و گفت:
- چه جایی شادتر از اینجا پیدا می شود که بتوانم *پریسیلا* را به آنجا ببرم. درست است جیمی؟
پریسیلا پارکر لبخندی محجوبانه زد و بعد به منظور تأیید نگاهی پر حرارت به شوهرش انداخته
جیمی میدانست پارکر پیر نه تنها به همسرش خیانت می کنند بلکه بدون ذره ای رحم و مروت برایش شاخ و شانه هم میکشد.
ریک پارکر با بی اعتنایی سرش را تکان داد و با پوزخندی بر لب گفت:
- سلام، جیمی.
جیمی فکر کرد: انگار اشراف زاده ای پرافاده به پادوی دهاتی قهوه خانه سلام میکند! بدون نفوذ اجتماعی پدرش حتی شغل توالت پاک کنی هم نصیب این مردک نمیشود.
وقتی پریسیلا نشست، به دور و بر خود نگاهی کرد و گفت:
- چه جای قشنگی است. اما انگار کمی فرق کرده. اه، فهمیدم. تصاویر هیثر را پاک کرده اند.
جیمی لندی با صدایی گرفته گفت:
*prissilla