استیو از گوشه ی چشم دید که جیمی وارد رستوران شد و دستی برایش تکان داد. جیمی به سوی او رفت و با دیدن کالا گل از گلش شکفت.
کالا پرسید:
- جیمی، در آتلانتیک سیتی رئیس کیست؟ استیو میگوید که تو هستی.
جیمی با لبخند گفت:
- راست می گوید. برای همین هم هست که تا حالا با هم کنار آمده ایم.
وقتی جیمی و استیو از میز رابینز دور شدند، جیمی پرسید:
- ترتیب یک شام را با این دختره فارل دادی؟
استیو شانهای بالا انداخت و گفت:
- نتوانستم گیرش بیاورم. کارش را ول کرده و تلفن خانه اش هم قطع است. به نظرم به تعطیلات رفته.
جیمی چهره در هم کشید:
- نمی تواند جای دوری رفته باشد. او شاهد است، می تواند قاتل ایزابل را شناسایی کند. آن کارآگاهی که یادداشت های هیثر را از من گرفته میداند او کجاست.
- میخواهی با او حرف بزنی؟
- خودم این کار را میکنم. خوب، ببین کی اینجاست!
ریچارد جی. پارکر با آن هیکل پر ابهتش به طرف رستوران می آمد. استیو گفت:
- تولد زنش است. برای سه نفر جا رزرو کردم. به همین دلیل است که زنش هم برای تنوع با اوست.
جیمی در حالی که با عجله میرفت تا به آنان حوشامد بگوید، فکر کرد: با داشتن این پسره ی آتش افروز چه خانواده ی شادی را کامل کرده اند.
کالا پرسید:
- جیمی، در آتلانتیک سیتی رئیس کیست؟ استیو میگوید که تو هستی.
جیمی با لبخند گفت:
- راست می گوید. برای همین هم هست که تا حالا با هم کنار آمده ایم.
وقتی جیمی و استیو از میز رابینز دور شدند، جیمی پرسید:
- ترتیب یک شام را با این دختره فارل دادی؟
استیو شانهای بالا انداخت و گفت:
- نتوانستم گیرش بیاورم. کارش را ول کرده و تلفن خانه اش هم قطع است. به نظرم به تعطیلات رفته.
جیمی چهره در هم کشید:
- نمی تواند جای دوری رفته باشد. او شاهد است، می تواند قاتل ایزابل را شناسایی کند. آن کارآگاهی که یادداشت های هیثر را از من گرفته میداند او کجاست.
- میخواهی با او حرف بزنی؟
- خودم این کار را میکنم. خوب، ببین کی اینجاست!
ریچارد جی. پارکر با آن هیکل پر ابهتش به طرف رستوران می آمد. استیو گفت:
- تولد زنش است. برای سه نفر جا رزرو کردم. به همین دلیل است که زنش هم برای تنوع با اوست.
جیمی در حالی که با عجله میرفت تا به آنان حوشامد بگوید، فکر کرد: با داشتن این پسره ی آتش افروز چه خانواده ی شادی را کامل کرده اند.