نام کتاب: وانمود کن او را نمی بینی
21

رستوران لندی در خیابان ۵ غربی پر از آدمهایی بود که بعد از تئاتر به انجا می آمدند و استیو ابوت حکم میزبان را پیدا کرده بود. از میزی به میز دیگر می رفت و به مشتری ها خوشامد میگفت. *ادکاچ*، شهردار سابق نیویورک هم آنجا بود.
استیو دستی به شانه ی کاچ زد و گفت:
- برنامه ی تلویزیونی جدیدی که در آن شرکت کرده بودی، عالی بود
کاچ خشنود شد. چند نفری بودند که به آنان پول پرداخت میشد تا قاضی دادگاهی کوچک شوند
او ادامه داد:
- به هر حال تو که خیلی می ارزی.
استیو سر میز *کالا رابینز* رفته او مجری افسانه ای نمایشی کمدی بود که به ریش بازنشستگی خندیده و ستاره ی نمایشی جدید در برادوی شده بود
- کالا، باید به تو بگویم تو شگفت انگیزی.
*Ed Koch<br />*Calla Robbins

صفحه 131 از 366