- نه، ماه آگوست بود
- فصل وفور مگس.
البته لیسی می دانست که نام او را دست انداخته است. اما وقتی آدم خودش دروغ می گوید، همه چیز متفاوت به نظر می رسد. سپس تام از او پرسید چه کار میکند. لیسی جواب داد:
- تازه جا افتاده ام. - و به فکرش رسید که دست کم این یکی را راست گفته است. - حالا وقتش است دنبال کار بگردم.
- چه کاری؟
- قبلا در مطب کار میکردم. به حساب و کتابهای دکتر میرسیدم.
سپس بدون مقدمه ادامه داد:
- اما این بار میخواهم کاری متفاوت انجام دهم
- سرزنشت نمیکنم. برادرم دکتر است. فقط برگه های بیمه اش برای مشغول کردن سه منشی کافی است. دکتری که برایش کار میکردی چه تخصصی داشت؟
- متخصص کودکان بود
لیسی فکر کرد: خدا را شکر. سالها گوش دادن به حرفهای مادر حالا می تواند کمکم کند چیزهایی بگویم. ولی چرا یک دفعه از دهانم پرید و گفتم به حساب های دکتر میرسیدم. من که اگر دو دفتر بیمه را جلویم بگذارند، نمی توانم فرقشان را تشخیص بدهم.
او که بدش نمی آمد موضوع را عوض کند، گفت:
- امروز به برنامه ات گوش دادم. از مصاحبه ات با مدیر تازه ی تئاتر شیکاگو خوشم آمد. من قبل از اینکه به اینجا بیایم، نمایشنامه را در نیویورک دیدم.
النیچ گفت:
- فصل وفور مگس.
البته لیسی می دانست که نام او را دست انداخته است. اما وقتی آدم خودش دروغ می گوید، همه چیز متفاوت به نظر می رسد. سپس تام از او پرسید چه کار میکند. لیسی جواب داد:
- تازه جا افتاده ام. - و به فکرش رسید که دست کم این یکی را راست گفته است. - حالا وقتش است دنبال کار بگردم.
- چه کاری؟
- قبلا در مطب کار میکردم. به حساب و کتابهای دکتر میرسیدم.
سپس بدون مقدمه ادامه داد:
- اما این بار میخواهم کاری متفاوت انجام دهم
- سرزنشت نمیکنم. برادرم دکتر است. فقط برگه های بیمه اش برای مشغول کردن سه منشی کافی است. دکتری که برایش کار میکردی چه تخصصی داشت؟
- متخصص کودکان بود
لیسی فکر کرد: خدا را شکر. سالها گوش دادن به حرفهای مادر حالا می تواند کمکم کند چیزهایی بگویم. ولی چرا یک دفعه از دهانم پرید و گفتم به حساب های دکتر میرسیدم. من که اگر دو دفتر بیمه را جلویم بگذارند، نمی توانم فرقشان را تشخیص بدهم.
او که بدش نمی آمد موضوع را عوض کند، گفت:
- امروز به برنامه ات گوش دادم. از مصاحبه ات با مدیر تازه ی تئاتر شیکاگو خوشم آمد. من قبل از اینکه به اینجا بیایم، نمایشنامه را در نیویورک دیدم.
النیچ گفت: