میزنی به او بگویی که این اوضاع تو را به چه روزی انداخته. منظورم این است که شاید اگر بدانی او کجاست، تحمل آن برایت آسانتر شود.
- نه، نمی توانم این کار را بکنم. باید مراقب باشم حال مرا نداند، چون اوضاع برایش سختتر میشود. بخت یارم است که تو و کیت و خانواده اش را دارم. طفلک لیسی که تنهای تنهاست.
الکس کاربین قاطعانه گفت:
- به او بگو و بعد هر چه او گفته تو در دل نگه دار.
و دست او را نوازش کرد
- نه، نمی توانم این کار را بکنم. باید مراقب باشم حال مرا نداند، چون اوضاع برایش سختتر میشود. بخت یارم است که تو و کیت و خانواده اش را دارم. طفلک لیسی که تنهای تنهاست.
الکس کاربین قاطعانه گفت:
- به او بگو و بعد هر چه او گفته تو در دل نگه دار.
و دست او را نوازش کرد