نام کتاب: وانمود کن او را نمی بینی
کرده و مادرش هم دوباره ازدواج کرده است و در لندن زندگی میکند.
وقتی لیسی دستش را در کیفش کرد تا کارت شناسایی تازه اش را بیرون بیاورد تمام آنها از ذهنش رفته بود. به طور خودکار میخواست شماره ی کارت شناسایی اصلی اش را بنویسد که یک دفعه دست نگه داشت. نشانی: به ذهنش رسید نیویورک - ایست اند - آپارتمان شماره یک... نه مینیاپولیس - خیابان هن پین - شماره ۵۲. بانک: *چیس* .. نه، *فرست استیت*. شغل: مقابل آن یک خط گذاشت.
شماره تلفن دوست یا آشنا برای خبر کردن در مواقع ضروری: سونسون یک نام قلایی با نشانی و شماره تلفن برای او تدارک دیده بود که در چنین مواقعی از آن استفاده کند. هر تلفنی که به این شماره میشد، پیام به خود او میرسید.
به پرسش در مورد سوابق پزشکی رسیده بود، سابقه ی بیماری: لیسی فکر کرد بله، آثار زخمی جزیی روی جمجمه در اثر شلیک گلوله، گرفتگی عضلات شانه به دلیل اینکه تمام مدت احساس می کند کسی در تعقیب اوست، و هر وقت بیرون از خانه است احساس میکند قدم هایی را پشت سرش میشنود، سرش را برمی گرداند و...
ویل کاکس با گشاده رویی گفت:
- اگر در مورد سؤالی گیر کرده اید شاید بتوانم کمکتان کنم.
لیسی یکدفعه دچار تشویش شد و به فکرش رسید شاید آن زن چیزی دروغین و قلابی در لو کشف کرده که چشمانش حالت پرسشگرانه به خود گرفته است. شاید بویی برده که این حرف را میزند.
او برگه را به نام آلیس کارول امضا کرد و آن را روی میز هل داد.
*Chase<br />*First state

صفحه 107 از 366