عمل قلب به علت چسبندگی ریه فوت کرده است. پرسیدم خانواده اش، بچه ها، بی بی و مانلی بالاسرش برداند؟ او گفت نه، بچه ها از مسکو و یک جای دیگر (نمیدانم، شاید آمریکا) پرواز کرده اند طرف اتریش و همسرش، مهری چه؟ چرا، او بالاسرش بوده است. شاپور کنت به اتفاق یونسی (ابراهیم) شب را خانهی برادر سیاوشی بوده اند و بنا شده شب جمعهی آینده در مسجد حجت بن الحسن خیابان سهروردی برایش مراسم بگیرند. دربارهی بادداشت نسلیت روزنامه و نام های امضاکنندهی بادداشت نظر خواست، من توصیه کردم با افراد تماس بگیرد و نظرشان را دربارهی امضاشان بپرسد و از جمله شمار می نلفن گلشیری را به او دادم چون شمارهی تلفن براهنی در دفترچه نبود گفتم میتواند شمارهی او ر دیگران را از گلشیری بگیرد. مچ دستم درد گرفته است. درد بیشتر ... جالب اینکه در این دو سه روزه چندباری تصور کسرایی را در ضمیر داشته ام، شاید چون ماه پیش ابراهیم کاکوان از وین آمده بود نهران و گفته بود که کسرایی از مسکو آمده است وین و آنجا جزء جمع خانهی فرهنگ ایرانیان مقیم وین است، و شاید ناخوداگاه پنداشته بودم اگر به مناسبت انتشار کلیدر به زبان آلمانی بروم اروپا، حتمأ سری هم به وین خواهم رفت. چون خانهی بهداشت لاکان که هزینهی آن را ایرانیان مقیم وین - اتریش جمع آوری کرده و مرا نماینده و معتمد قرار داده بودند، همین هفتهی قبل به انجام رسید و تحویل مقامات ادارهی کل بهداشت استان گیلان شد؛ درست چهارشنبه و پنجشنبه ی هفتهی قبل به همین مناسبت در گیلان بودم به اتفاق پشوتن آل بویه که از دوستان نزدیک کاکران است؛ همچنین شاید از این جهت باد سیاوش کسرایی در ذهن من بود که وقت بازگشت ابراهیم کاکوان از رامسر، یک شب در منزل برادرش