نام کتاب: نونِ نوشتن
تصور دیگری از مناسبات اجتماعی ندارند، سهل است که تصور نازهای از مناسبات ممکن است به آسانی در ذهن ایشان نگنجد. شعار ساده دلاندی عدالت نیز از جانب ایشان، جز پرتاب نیروهای به خشم فشرده در ایشان که صورنی حق به جانب دارد، نیست. چون توده ها به جز خیال خام عدالت هیچ نمود مغایر از وضع موجود در خاطر خود ندارند. انگاری سلطان عادل در مقابل سلطان ظالم نیز پاسخ فریبنده به همان شعار ساده لوحانه است. زیرا در ذهنیت عام به جز ریخت هرمی مناسبات، هیچ طرح و انگارهای حل و هضم نشده است؛ پس ناگزیر بعد از پیمودن همان دور باطل ناچار است به فریب خیال خود، یعنی سلطان عادل، تسلیم بشود و حتی در زمینه های محدودتر نیز به داوری نیک . بد نانع باشد: افلانی آدم خوبی ست و بهمانی آدم بدی ستا، چرا؟ ملاک لق و رفتار اشخاص هستند، نه عملکرد اجتماعی ایشان در مجموعهی مناسبات اجتماعی. تعبیر الات جوانمردا خودنمونهای از این شیوهی داوری ست. تغییر عناوین سلطان - شاه - شهریار در دورهای کوتاه پیروزی سربداران نیز از همین مقوله است و در همین چارچوب بحث ما قابل درک است. چون سربداران هم کبرم همچون نیام آورانی علیه سلطهی بیگانه و دست نشاندگان اجانب واریخته و فرسوده ریخت ذهنی متفاوت و دیگری نداشتند تا براساس آن، طرح دیگری از مناسبات بیفکنند بماند که در آن تاریخ ممکن نبود ذهنیت دیگری داشتن، خود به لحاظ تشخص مناسبات تولید). به این ترتیب، جامعهی انسانی ما، صرفنظر از عوامل بازدارندهی خاص در دوران معاصر، مانع عمده اش در جهت تغییر مثبت همانا غلبه و نفوذ ریخت ذهنی سشیست که گفتم مخروطی ۔ هرمیست. هم به این سبب و دقیقا به همین علت، سلطهی استبداد و اقتدار بر

صفحه 201 از 208