نام کتاب: نونِ نوشتن
لحظه ای به سر در آیند؛ چون قوی ترین لنگ پا هم نمی تواند فشار بار فرود آمده را یک جا و یک نفس تحمل کند و سرانجام به زانو در می آید. این خرد شدن زیر فشار، تجربه ای ست که ما آزموده ایم و کماکان در کار آزمودن آن هستیم. تأکید مهرانه و دیوانه وار روی این مفهوم که مرغ یک پا دارد ذهن را می کشاند سوی این نتیجه گیری که امرغ یک پا داشته است و اکنون دیریست که آن یک پا هم در حال خشکیدنه ترک برداشتن و شکستن است: ایمان و باورهای دیرین، تأکید مکرر بر لزوم محض آن همچون پاسخی برای تمام سوالات در همای دورانها، عرصه ها و طول و عرض های تاریخی ۔ جغرافیایی، چندی ست که جای تردید و سؤال را در همهی اذهان باز کرده است و چون محلی و امنیتی برای بروز شک وجود ندارد، مردمان ترسیزده از دروغ و ریا جامه ای برای خود ساخته اند که موقتا ایشان را از گزند أنی مصون می دارد، و عملا اما خود به صورت موریانه هایی مغز و استخوان بندی ستون را می جوند. آنها به ایمان تظاهر میکنند، چون ایمان از صورت و ظرفیت امری باطنی و اختیاری خارج شده است و به نوارمی حکمی ظاهری و نمایشی در هیئت شمشیر داموکلس در آمده که هر آینه بر فرق آنکه زبان ریا فروبندد، می تواند فرود بیاید؛ و این همان شمشیری ست که در نخستین گام ها، پای دوم، پای دیگر را قطع کرده است. باورهای دیرین در باطن آدمیان فروریخته است، فرو می ریزد و فروتر خواهد ریخت، و از آن میان نهال هیچ انگاری، درختی می شود، درختی خواهد شد و درختی هست که در سابهی آن همه کاری مجاز شمرده می شود به شرط آنکه درباه کماکان فرض نخستین باشد. اکنون این سایهی درخت، سایه ی این درخت هیچ انگاری که در لک و پیسرهای بر خاک رد گذاردهی آن، افراد دست و تن و ذهن به هر

صفحه 174 از 208