امسال، سال ۱۳۶۸ چه خواهم کرد؟ سال جدید عمدتا در موضوع فکرم را به خود مشغول کرده است؛ نخست همان مفهوم دیرینه ی «هست و نیست» و سپس مقولهای عینی ابی فردایی ما مردم و حدس میزنم برای به زانو در آمدن انسانی چون من که ندرت تعلی ناچیز دارم، این دو مشکل کانی باشد و اگر نتوانم سرم را گرم کار و کوشش ادبی بکنم، څردم خواهد کرد. از این بابت هم مشکل دارم. روزگار سپری شده ی مردم سالخورده، سال پیش تا پایان دفتر اول انجام گرفت. اما امسال با وقفه ای که افتاده نمیدانم چگونه ادامه خواهد بافت. به خصوص که باید مشغول شوم به نوشتن فیلمنامه ای برای مهرجویی از روی مفالهی اصلح و جنگ» که در سال ۶۷ بالاخره در باب آنچه بر ما مردم رفت، نوشتم و به آن اشاره رفت. طرح نخستین فیلمنامه را شب عید نمام کردم. حالا می ماند نوشتن جزئیات آن؛ و لابد بعد از نوشتن فیلمنامه خواهم پرداخت به ادامهی روزگار مهری ندهی مردم سالخورده، که هر چه از آن فاصله میگیرم بیشتر در می یابیم که چه کار مشکلی است. اما این را میدانم که همیشه این جور است، یعنی وقتی از کار فاصله می گیرم وحشت دشواری آن