نام کتاب: موش ها و آدم ها
یایه جوجه بکشیم.گاسم بخوایم بز یا گاو بکشیم. قیماقش آنقدر کلفته که با چاقو به زور میشه برید و با قاشق نمیشه روش داشت.»
النی با چشمان گشوده او را می نگریست، و کاندی پیر نیز متوجه او بود لنی با ملایمت گفت ، « پس می تونیم تو خونه خودمون با در اومد خودمون زندگی کنیم ؟ »
ژرژ گفت « البته. همه جور سبزی تو با غچه‌مون داریم . اگه یه وقت ویسکی بخوایم می تونیم چند تا تخم مرغ، یا یه چیز دیگه ، یا شیر جاش بفروشیم . همونجا زندگی می کنیم . مال همونجا میشیم. اونجا دیگه لازم نیس دور مملکت راه بیفتیم ، از دس آشپزای ناشی غذا بخوریم. نخیر ، همونجا تو خونه خودمون می‌مونیم ، دیگه چرا توی اطاق های فکسی بخوابیم ؟»
« ژرژ ، از خونه بگو .»
«معلومه ، یه خونه واسه خودمون درس می کنیم که یکی به اطاق داشته باشیم ، یه بخاری آهنی گنده میذاریم توش ، زمستونا آتیشش می‌کنیم . زمینش زیاد نیس، برای اینه که باس زیاد کار کنیم . گاس شیش هفت ساعت به روز

صفحه 95 از 180