« یالا دیگه ژرژ، بازم بگو .»
ژرژ گفت ، « خب ، ده جریبه. یه آسیاب بادی کوچیکم داره . یه جای کوچیک خوکم داره، واسه جوجهم جا داره، آشپز خونهم داره ، یه باغچهم داره، سیب و گلابی و هلو و گردو و چن جور انگورم داره . یه ینجه زار داره آبم هس، واسه خوکم....»
«ژرژ. واسه خرگوشا .»
«حالا واسه خر گوشا جا نیس، اما من میتونم چندتا لونه واسشون بسازم تو هم می تونی ینجه بهشون بدی.»
النی گفت، « آره که می تونم. توهم میدونی که می تونم .»
دست ژرژ از بازی با ورق بازماند. صدای او گرمتر میشد. چن تا خوکم می تونیم داشته باشیم. می تونیم یه آشپز خونه مثل مال پدر بزرگم بسازیم اونوقت وقتی که به خوکم میکشیم میتونیم گوشتشو دود بدیم قرمه درس کنیم . وقتی هم رودخانه ماهی بیاره، میتونیم صدتاشو بگیریم دود بدیم یا بپزیم ، میتونیم صب بخوریم. هیچ چی به خوبی ماهی قزل آلا نیس. وقتی میوه ها می رسن می تونیم او نارو تو قوطی بذاریم سس گوجه فرنگی هارم. روزهای یه شنبه می تونیم یه خرگوش
ژرژ گفت ، « خب ، ده جریبه. یه آسیاب بادی کوچیکم داره . یه جای کوچیک خوکم داره، واسه جوجهم جا داره، آشپز خونهم داره ، یه باغچهم داره، سیب و گلابی و هلو و گردو و چن جور انگورم داره . یه ینجه زار داره آبم هس، واسه خوکم....»
«ژرژ. واسه خرگوشا .»
«حالا واسه خر گوشا جا نیس، اما من میتونم چندتا لونه واسشون بسازم تو هم می تونی ینجه بهشون بدی.»
النی گفت، « آره که می تونم. توهم میدونی که می تونم .»
دست ژرژ از بازی با ورق بازماند. صدای او گرمتر میشد. چن تا خوکم می تونیم داشته باشیم. می تونیم یه آشپز خونه مثل مال پدر بزرگم بسازیم اونوقت وقتی که به خوکم میکشیم میتونیم گوشتشو دود بدیم قرمه درس کنیم . وقتی هم رودخانه ماهی بیاره، میتونیم صدتاشو بگیریم دود بدیم یا بپزیم ، میتونیم صب بخوریم. هیچ چی به خوبی ماهی قزل آلا نیس. وقتی میوه ها می رسن می تونیم او نارو تو قوطی بذاریم سس گوجه فرنگی هارم. روزهای یه شنبه می تونیم یه خرگوش