هویت گفت ، « خوب آدم باس گیاهی تفریح کنه .»
در باز شد و لنی و کارلسون به اتفاق داخل شدند . لنی آهسته به کنار بستر خود رفت و نشست و سعی داشت توجه کسی را جلب نکند. کارلسون به کنار بستر خود رفت و کیسه خود را بیرون کشید .
کاندی پیر که هنوز رو به دیوار داشت، نگاه نمیکرد. کارلسون سنبه آهنی و مقداری روغن از کیسه بیرون کشید. آنها را به روی بستر نهاد و سپس هفت تیر را از جیب در آورد . خزینه را بیرون کشید و پوکه را بیرون انداخت و سپس با سنبه به پا کردن لوله هفت تیر پرداخت .
وقتی پاشنه صدا کرد ، کاندی روی بگرداند و یک لحظه به هفت تیر نگاه کرد و باز روی بگرداند و متوجه دیوار شد .
کارلسون سر سری پرسید «کورلی اینجا نیومده؟»
هویت گفت ، « نه، کورلی چش میشه ؟ یه چیزیشه .»
کارلسون، لوله حربه خود را بهم پیچید، دنبال خانومش میگرده دیدمش اینور و آنور میزد» هویت به طعنه گفت، کورلی نصف وقتشو صرف پیدا کردن اون می کنه ، اونم
در باز شد و لنی و کارلسون به اتفاق داخل شدند . لنی آهسته به کنار بستر خود رفت و نشست و سعی داشت توجه کسی را جلب نکند. کارلسون به کنار بستر خود رفت و کیسه خود را بیرون کشید .
کاندی پیر که هنوز رو به دیوار داشت، نگاه نمیکرد. کارلسون سنبه آهنی و مقداری روغن از کیسه بیرون کشید. آنها را به روی بستر نهاد و سپس هفت تیر را از جیب در آورد . خزینه را بیرون کشید و پوکه را بیرون انداخت و سپس با سنبه به پا کردن لوله هفت تیر پرداخت .
وقتی پاشنه صدا کرد ، کاندی روی بگرداند و یک لحظه به هفت تیر نگاه کرد و باز روی بگرداند و متوجه دیوار شد .
کارلسون سر سری پرسید «کورلی اینجا نیومده؟»
هویت گفت ، « نه، کورلی چش میشه ؟ یه چیزیشه .»
کارلسون، لوله حربه خود را بهم پیچید، دنبال خانومش میگرده دیدمش اینور و آنور میزد» هویت به طعنه گفت، کورلی نصف وقتشو صرف پیدا کردن اون می کنه ، اونم