سگ اور میره .»
« خب ، اذیتشون نمی کنه . من یه توله بهش دادم .»
کروکس گفت، «خواستم بهتون بگم. او نارو از تو لونه شون در میاره دسمالی می کنه ، این کار اونارو صدمه میزنه. »
اسلیم گفت. «اذیتشون نمی کنه من حالا باهت میام .»
ژرژ بالا نگریست. «اسلیم اگه اون حرامزاده کله خر زیادی سر به سرشون میذاره ، اردنگش بزن بیرونش کن.»
اسلیم به دنبال مهتر بیرون رفت.
ژرژ ورقها را تقسیم کرده و هویت ورقهای خود را بر داشت و امتحان کرد. پرسید « بچههه رو دیدی ؟ »
ژرژ پرسید ، «کدوم بچه رو ؟»
«زن تازه کورلی رو ؟»
«آره دیدمش .»
«خب ، یه چیزیش نمی شد؟»
«خیلی ندیدمش.»
هویت ورقهای خود را به روی میز نهاد. «خب این دورو ورها رو بگرد چشماتو وا کن . خیلی چیزها می بینی .
« خب ، اذیتشون نمی کنه . من یه توله بهش دادم .»
کروکس گفت، «خواستم بهتون بگم. او نارو از تو لونه شون در میاره دسمالی می کنه ، این کار اونارو صدمه میزنه. »
اسلیم گفت. «اذیتشون نمی کنه من حالا باهت میام .»
ژرژ بالا نگریست. «اسلیم اگه اون حرامزاده کله خر زیادی سر به سرشون میذاره ، اردنگش بزن بیرونش کن.»
اسلیم به دنبال مهتر بیرون رفت.
ژرژ ورقها را تقسیم کرده و هویت ورقهای خود را بر داشت و امتحان کرد. پرسید « بچههه رو دیدی ؟ »
ژرژ پرسید ، «کدوم بچه رو ؟»
«زن تازه کورلی رو ؟»
«آره دیدمش .»
«خب ، یه چیزیش نمی شد؟»
«خیلی ندیدمش.»
هویت ورقهای خود را به روی میز نهاد. «خب این دورو ورها رو بگرد چشماتو وا کن . خیلی چیزها می بینی .