گرفته بود.»
کارلسون کسی نبود که دست از فکر خود بردارد، «کاندی نیگا کن این سگ پیر همهش تو رنج و عذابه. اگه توورش میداشتی میبردیش بیرون یه تیر میزدی به پشت کلهاش» خم شد و نشان داد، «همینجا، خوب دیگه، اون هیچ نمی فهمید کی زدش»
کاندی با دلخوری به اطراف نگریست. به ملایمت گفت:
«نه، نه، من نمیتونم این کارو بکنم. اینوخیلی وقته دارم.»
کارلسون اصرار می کرد. « هیچ دلخوشی نداره و بو گندم میده . اگر بخوای من جای تو تیر بهش میزنم ، اونوقت دیگه تو این کارو نکردی که .»
کاندی پاهایش را از کنار تخت آویخت ، نوک سبیل سپیدش را از عصبیت میکند. به ملایمت گفت
«انقدر بهش انس دارم . از وقتی توله بود پیش منه .»
کارلسون گفت ، « تو اگر بخوای بازهم زنده نیگرش داری ، بهش محبت نکردی . ببین سگ اسلیم بچه زائیده. من قول میدم اسلیم یکی از تولههاشو بده به تو که بزرگ
کارلسون کسی نبود که دست از فکر خود بردارد، «کاندی نیگا کن این سگ پیر همهش تو رنج و عذابه. اگه توورش میداشتی میبردیش بیرون یه تیر میزدی به پشت کلهاش» خم شد و نشان داد، «همینجا، خوب دیگه، اون هیچ نمی فهمید کی زدش»
کاندی با دلخوری به اطراف نگریست. به ملایمت گفت:
«نه، نه، من نمیتونم این کارو بکنم. اینوخیلی وقته دارم.»
کارلسون اصرار می کرد. « هیچ دلخوشی نداره و بو گندم میده . اگر بخوای من جای تو تیر بهش میزنم ، اونوقت دیگه تو این کارو نکردی که .»
کاندی پاهایش را از کنار تخت آویخت ، نوک سبیل سپیدش را از عصبیت میکند. به ملایمت گفت
«انقدر بهش انس دارم . از وقتی توله بود پیش منه .»
کارلسون گفت ، « تو اگر بخوای بازهم زنده نیگرش داری ، بهش محبت نکردی . ببین سگ اسلیم بچه زائیده. من قول میدم اسلیم یکی از تولههاشو بده به تو که بزرگ