برکه سبز تیره رنگ رودخانه سالیناس ، در این دم غروب ، آرام بود . خورشید دره را تقریبا به درود گفته بود و از کوه گابیلان بالا می رفت. نوکتبه به رنگ سرخ در آمده بود اما کنار استخر ، زیر چنارهای در هم رفته سایه دلپسندی افتاده بود .
یک مار آبی ، به آرامی به سطح آب آمد، و سر خود را که همچون دور بین زیر دریائی ها بیرون آورده بود به اطراف چرخاند، و سپس طول استخر را شنا کرد و به پای ماهیخوار بیحرکتی که در جائی کم عمق ایستاده بود ، رسید . سری و نو کی بیصدا خم شد و گردن مار آبی را بگرفت و از آب بیرون آورد ، و سپس همچنان که دم مار در هوا میجنبید اورا بلعید.
صدای باد شدیدی که از دور می وزید به گوش رسید و مقداری غبار همچون موج بر سر درختان نشست . برگهای چنار ، طرف نقره فام خود را نمودند و برگهای خشک و سوخته ای که روی زمین ریخته بودند ، چند قدم حرکت
یک مار آبی ، به آرامی به سطح آب آمد، و سر خود را که همچون دور بین زیر دریائی ها بیرون آورده بود به اطراف چرخاند، و سپس طول استخر را شنا کرد و به پای ماهیخوار بیحرکتی که در جائی کم عمق ایستاده بود ، رسید . سری و نو کی بیصدا خم شد و گردن مار آبی را بگرفت و از آب بیرون آورد ، و سپس همچنان که دم مار در هوا میجنبید اورا بلعید.
صدای باد شدیدی که از دور می وزید به گوش رسید و مقداری غبار همچون موج بر سر درختان نشست . برگهای چنار ، طرف نقره فام خود را نمودند و برگهای خشک و سوخته ای که روی زمین ریخته بودند ، چند قدم حرکت