شده .»
ژرژ از نو سر خود را خم کرد.
اسلیم آه کشید. «خب ، انگار باس بگیریمش . خیال می کنی کجا رفته باشه ؟»
مثل این بود که ژرژ به اشکال می توانست صحبت کند .
« اون - باس جنوب رفته باشه . ما از شمال میآیم. اینه که اون باس طرف جنوب رفته باشه .»
اسلیم دوباره گفت، «انگار باس بگیریمش .»
ژرژ به او نزدیک شد . «نمیشه بیاریش تو ، اونوقت حبسش کنی؟ اون دیوونه س، اسلیم، این کارو از رو بدجنسی نکرده.»
اسلیم با سر تصدیق کرد. «میشه، اگه بتونیم کورلی را نگه داریم، میشه اما کورلی می خواد اونو بکشه . کورلی هنوز واسه دسش اوقاتش تلخه. تازه گیرم حبسش کنن و و ببندنش بذارنش تو علفدونی . ژرژ، این که خوب نیس .»
ژرژ گفت ، می دونم ، می دونم .
کارلسون ، دوان به درون آمد. فریاد زد «ولدالزنا هفت تیر منو دزدیده , تو کیسه نیس .»
ژرژ از نو سر خود را خم کرد.
اسلیم آه کشید. «خب ، انگار باس بگیریمش . خیال می کنی کجا رفته باشه ؟»
مثل این بود که ژرژ به اشکال می توانست صحبت کند .
« اون - باس جنوب رفته باشه . ما از شمال میآیم. اینه که اون باس طرف جنوب رفته باشه .»
اسلیم دوباره گفت، «انگار باس بگیریمش .»
ژرژ به او نزدیک شد . «نمیشه بیاریش تو ، اونوقت حبسش کنی؟ اون دیوونه س، اسلیم، این کارو از رو بدجنسی نکرده.»
اسلیم با سر تصدیق کرد. «میشه، اگه بتونیم کورلی را نگه داریم، میشه اما کورلی می خواد اونو بکشه . کورلی هنوز واسه دسش اوقاتش تلخه. تازه گیرم حبسش کنن و و ببندنش بذارنش تو علفدونی . ژرژ، این که خوب نیس .»
ژرژ گفت ، می دونم ، می دونم .
کارلسون ، دوان به درون آمد. فریاد زد «ولدالزنا هفت تیر منو دزدیده , تو کیسه نیس .»