یک انگشت بلندگونه زن کورلی را لمس کرد. آنگاه دست اسلیم به زیر گردن او که اندکی پیچیده بود آنرا امتحان کرد. هنگامی که او برخاست دیگران به جلو دویدند ، و جادوی سکوت شکست .
کورلی ناگهان زنده شد . فریاد زد، «من میدونم کی این کارو کرده اون نه سگی گندهه کرده . من میدونم که اون کرده . بچه های دیگه داشتن اونجا تیل به تیل بازی می کردن. » خودرا غضبناک ساخت، من میرم می گیرمش. میرم تفنگو وردارم. خودم اون ننه سگ گنده رو میکشم . توشیکمش تیر می زنم. بچه ها بیاین.»
با شدت از انبار بیرون دوید .کارلسون گفت، «هفت تیرمو ور میدارم.» او نیز بیرون دید .
اسلیم آرام رو به ژرژ کرد. من حدس می زنم که لنی این کارو کرده . گردنش شیکسه . این کار و لنی می تونس بکنه .»
ژرژ جوابی نداد اما سر خود را آرام خم کرد. کلاه او تا به آن حد پائین بود، که پیشانی و چمشانش دیده نمی شد. اسلیم ادامه داد « گاس مث همون روز تو «وید» که می گفتی
کورلی ناگهان زنده شد . فریاد زد، «من میدونم کی این کارو کرده اون نه سگی گندهه کرده . من میدونم که اون کرده . بچه های دیگه داشتن اونجا تیل به تیل بازی می کردن. » خودرا غضبناک ساخت، من میرم می گیرمش. میرم تفنگو وردارم. خودم اون ننه سگ گنده رو میکشم . توشیکمش تیر می زنم. بچه ها بیاین.»
با شدت از انبار بیرون دوید .کارلسون گفت، «هفت تیرمو ور میدارم.» او نیز بیرون دید .
اسلیم آرام رو به ژرژ کرد. من حدس می زنم که لنی این کارو کرده . گردنش شیکسه . این کار و لنی می تونس بکنه .»
ژرژ جوابی نداد اما سر خود را آرام خم کرد. کلاه او تا به آن حد پائین بود، که پیشانی و چمشانش دیده نمی شد. اسلیم ادامه داد « گاس مث همون روز تو «وید» که می گفتی