آرامی گفت ، اگه این کارو بکنی ، مامی گیم می گیم که تو واسه کروکس مایه گرفتی .»
زن کورلی فریاد زد. « بگو تا پدرت در آد. هیچ کی بهت گوش نمیکنسه خودتم میدونی . هیچ کی حرفتو باور نمی کنه .»
کاندی عقب نشست « نه ... هیچ کی حرف مارو باور نمی کنه .»
لنی ناله کنان گفت: « کاش ژرژ اینجا بود . کاش ژرژ اینجا بود .»
کاندی به کنار او رفت و گفت ، « تو غصه نخور . الانه صدای بچهها رو شنیدم که اومدن . یقین دارم که ژرژ الان تو خوابگاس.» و رو به زن کورلی کرد . آرام گفت : «شما بهتره برین خونه . اگه همین حالا برین به کورلی نمی گم اینجا بودین .»
زن کورلی نگاهی به سردی به وی افکند.«من باورم نمیشه که تو راس می گی .
« بهتره فرصتو از دست ندی. اگه خاطر جم نیس سی بهتره راه صافو بیگیری .»
زن کورلی فریاد زد. « بگو تا پدرت در آد. هیچ کی بهت گوش نمیکنسه خودتم میدونی . هیچ کی حرفتو باور نمی کنه .»
کاندی عقب نشست « نه ... هیچ کی حرف مارو باور نمی کنه .»
لنی ناله کنان گفت: « کاش ژرژ اینجا بود . کاش ژرژ اینجا بود .»
کاندی به کنار او رفت و گفت ، « تو غصه نخور . الانه صدای بچهها رو شنیدم که اومدن . یقین دارم که ژرژ الان تو خوابگاس.» و رو به زن کورلی کرد . آرام گفت : «شما بهتره برین خونه . اگه همین حالا برین به کورلی نمی گم اینجا بودین .»
زن کورلی نگاهی به سردی به وی افکند.«من باورم نمیشه که تو راس می گی .
« بهتره فرصتو از دست ندی. اگه خاطر جم نیس سی بهتره راه صافو بیگیری .»