نام کتاب: موش ها و آدم ها
شستن چرم وزین و یک قوطی قیر که بک قلم مو بر لبه آن چسبیده بود نیز دیده می شد. و چندین تکه چیزهای متعلق به خود مهتر نیز در سراسر که اطاق پراکنده بود ووی چون هم مهتر و هم افلیج بود بیش از دیگران در این آبادی ماندگار بود و بدینگونه بیش از آنچه که خود قادر به حمل آن باشد چیزهای گوناگون گرد آورده بود .
کروکس چند جفت کفش و یک زوج چکمه لاستیکی و یک ساعت زنگدار و یک تفنگی یک لول نیز داشت . یک فرهنگی مندرس ، و یک قانون مدنی 1905 کالیفرنیا که کهنه شده بود و چند مجله و چند کتاب کثیف هم بر طاقچه بالای بستر او موجود بود . یک عینک درشت دسته مذهب بر میخ کوچکی بالای بستر او آویخته شده بود.
این اطاق به نهایت تمیز و پاکیزه بود. زیرا که کروکس مردی مغرور و کناره گیر بود. فاصله خویش را از دیگران محفوظ می داشت و می‌خواست که دیگران نیز فاصله خود را حفظ بکنند . بدن او، به واسطه شکستگی ستون فقرات به سمت چپ متمایل بود ، و چشمان او در سر او گود نشسته بود و به دلیل عمق خود به نظر می رسید که درخشش

صفحه 111 از 180