نام کتاب: موش ها و آدم ها
کروکس ، مهتر سیاه پوست در کنار آخور ها به سر می برد . نزدیک دیوار انبار کبری ساخته بودند که در آن می‌زیست. در یک‌سوی اطاق پنجره ای چهار گوش بود که چهار جام شیشه داشت و سوی دیگر ، دری باریک بود که به انبار باز می‌شد . تختخواب کروکس قوطی درازی بود که پر از کاه بود و روی کاه را پتوئی گسترده بود . بر دیوار نزدیک پنجره چنگ هایی بود که دهان بندهای شکسته‌ای که در دست تعمیر بودند و نیز تخته‌های چرم تازه آویزان بودند ؛ و زیر خود پنجره نیز نیمکت کوچکی بود که جای ابزار پوست کنی ، چاقوهای خمیده و سوزن و گلوله های نخ بود . بر چنگک ها همچنین قطعات براق اسبها، یک گردن بند اسب که موهای میان آن ازش سر بیرون زده بودند و نیز یک رشته زنجیر که بندهای آن را با چرم پوشانده بودند آویزان بود . کروکس زیر تختخواب خود جعبه ای نیز داشت که در آن چندین شیشه دوا، هم برای خودش و هم برای اسبها ، جای داده بود و چند قوطی صابون برای

صفحه 110 از 180