نام کتاب: ماه عسل آفتابی
آب ریخت و بعد مایع سفید رنگی را هم در همان کاسه ریخت و با قطره چکان آب را به آرامی به هم زد و شروع کرد تند تند توضیحات معمولی را دادن:
وقتی ستاره دریایی به سن بلوغ جنسی می رسد اگر در آب آرام و بی‌جذر و مدی قرار گیرد، نطفه های نر یا ماده را از خود دفع می کند! من نمونه هایی را که به حد بلوغ رسیده اند انتخاب می‌کنم. آنها را از آب دریا بیرون می‌آورم و در وضع آرامی قرار می‌‍دهم. اکنون تخمک‌های نر و ماده را بهم آمیخته‌ام... بعد قدری از این مایع، در هریک از این ده گیلاس مدرج می‌ریزم. در عرض ده دقیقه آن‌هایی را که در گیلاس اول گذاشته‌ام با جوهر نعناع میکشم بعد گروه دوم را و بعد سر هر بیست دقیقه یک دسته را می‌کشم و بنابراین مرحله‌های خاصی را در موارد معین تحت تجربه می‌آورم. و دسته دسته روی شیشیه میکروسکوپ می‌گذارم و برای مطالعات مربوط به زیست شناسی آماده می‌سازم
و سکوت کرد. بعد: می‌خواهید دسته اول را زیر میکروسکوپ بیند؟
نه متشکرم.
شتاب زده به طرف زن برگشت. همه مردم همیشه می‌خواستند از پست میکروسکوپ نگاه کنند. زن به هیچ وجه به میز نمی‌نگریست. فقط به او نگاه می‌کرد. چشم های سیاه زن به او متوجه بود اما انگار نمی‌دیدش. او فهمید چرا؟ سیاهی چشمش درست همرنگ مردمک چشمش بود. سیاه سیاه. هیچ رنگ مشخصی بین آن دو نبود. دکتر فیلیپز از جواب او دلش گرفت. هرچند جواب دادن به سؤال کلافه اش می‌کرد، بی اعتنایی زن نسبت به کاری که می‌کرد خاطرش را رنجانید. میلی به برانگیختن زن در او بیدار شد.

صفحه 148 از 159