چهارتا بچه به نامهای ریچارد و دیکی و آنا و مینا دارد. اما «نیم پولی» بچه او نیست. منتهی او را به عنوان یک بچه بیصاحب و ولو تو کوچهها میشناسد و نامههایش را جواب نمیداده چرا که به او «مادر» خطاب میکرده و خانم مارتین نه مادر چنان بچه ای است و نه میل دارد که چنین نقشی را ایفا کند. زیرا شخصا زن آبروداری است و عضو مؤمن کلیسا هم هست و خیال ندارد خانواده خود را با ایجاد رابطه با چنین بچهای بدنام بکند.
اما «نیم پولی» همه چیز بود غیر از یک خطا کار معمولی. آرزوی داشتن خانواده چنان در او شدید بود و نمرههای دارالتأدیبش آنچنان بی نقص و اشتباق او به راضی نگه داشتن و فرمانبرداری آن چنان عظیم، که احساس مسؤولیت شدیدی در برابر او کردم، پس از او درباره مادرش پرسیدم.
نتوانست حرف زیادی درباره او بزند یا او را بستاید. گفت که سخت گیر و شریف و مهربان است و خانه تمیزی دارد و همه بچههایش را دوست دارد. واضح بود که بچه بیخانمان همانطور که خود را به من وابسته بود، خواسته بود که به آن زن هم وابسته بشود و مدتها او را - همان طور که مرا زیر نظر گرفته بود. اما از این راز آگاهی نبود که چگونه به قلب آن زن راه بیابد، به طوری که آن زن او را در دل خود بپذیرد و از این زندگی تنها برهاند.
پرسیدم: تو که چنین مادری داشتی چرا دزدی کردی؟
جوابی نداشت. تمام مغزش و تمام جرأتش برای چنین پرسشی پاسخی نداشت، چون که خودش میدانست که اگر چنین مادری میداشت هرگز تن به دزدی نمی داد.
اما «نیم پولی» همه چیز بود غیر از یک خطا کار معمولی. آرزوی داشتن خانواده چنان در او شدید بود و نمرههای دارالتأدیبش آنچنان بی نقص و اشتباق او به راضی نگه داشتن و فرمانبرداری آن چنان عظیم، که احساس مسؤولیت شدیدی در برابر او کردم، پس از او درباره مادرش پرسیدم.
نتوانست حرف زیادی درباره او بزند یا او را بستاید. گفت که سخت گیر و شریف و مهربان است و خانه تمیزی دارد و همه بچههایش را دوست دارد. واضح بود که بچه بیخانمان همانطور که خود را به من وابسته بود، خواسته بود که به آن زن هم وابسته بشود و مدتها او را - همان طور که مرا زیر نظر گرفته بود. اما از این راز آگاهی نبود که چگونه به قلب آن زن راه بیابد، به طوری که آن زن او را در دل خود بپذیرد و از این زندگی تنها برهاند.
پرسیدم: تو که چنین مادری داشتی چرا دزدی کردی؟
جوابی نداشت. تمام مغزش و تمام جرأتش برای چنین پرسشی پاسخی نداشت، چون که خودش میدانست که اگر چنین مادری میداشت هرگز تن به دزدی نمی داد.