فصل 16
درست است که الیزابت تصور می کرد آقای بینگلی نامه ای از دوستش دریافت می کند که در آن عذر و بهانه ای برای نیامدن به لانگبورن آورده می شود، اما برخلاف تصور الیزابت، آقای بینگلی چند روزی پس از آمدن لیدی کاترین، با آقای دارسی به لانگبورن آمد. آقایان صبح زود آمدند، و قبل از آن که خانم بنت وقت پیدا کند به آقای دارسی بگوید که خاله اش به آن جا آمده بود (چیزی که الیزابت با نگرانی و هراس انتظارش را داشت)، بینگلی که دوست داشت با جین تنها بماند پیشنهاد کرد که همه برای پیاده روی بیرون بروند. بقیه موافقت کردند. خانم بنت عادت به پیاده روی نداشت، مری هم اهل این جور وقت تلف کردن ها نبود، اما پنج نفر باقیمانده به راه افتادند. بینگلی و جین خیلی زود گذاشتند بقیه از آن ها جلو بیفتند و خودشان عقب افتادند، و الیزابت و کیتی و دارسی با هم ماندند. هیچ کدام حرف چندانی نمی زدند. کیتی آن قدر ملاحظه هیبت آقای دارسی را می کرد که هیچ حرفی نمی زد. الیزابت توی دلش داشت تصمیم جدی می گرفت، و شاید دارسی هم فکرهایی شبیه او در سر داشت.
به طرف خانه لوکاس ها رفتند، چون کیتی دلش می خواست سری به ماریا بزند. الیزابت که دلیلی نمی دید این حالت بلاتکلیفی را ادامه بدهد، به محض
درست است که الیزابت تصور می کرد آقای بینگلی نامه ای از دوستش دریافت می کند که در آن عذر و بهانه ای برای نیامدن به لانگبورن آورده می شود، اما برخلاف تصور الیزابت، آقای بینگلی چند روزی پس از آمدن لیدی کاترین، با آقای دارسی به لانگبورن آمد. آقایان صبح زود آمدند، و قبل از آن که خانم بنت وقت پیدا کند به آقای دارسی بگوید که خاله اش به آن جا آمده بود (چیزی که الیزابت با نگرانی و هراس انتظارش را داشت)، بینگلی که دوست داشت با جین تنها بماند پیشنهاد کرد که همه برای پیاده روی بیرون بروند. بقیه موافقت کردند. خانم بنت عادت به پیاده روی نداشت، مری هم اهل این جور وقت تلف کردن ها نبود، اما پنج نفر باقیمانده به راه افتادند. بینگلی و جین خیلی زود گذاشتند بقیه از آن ها جلو بیفتند و خودشان عقب افتادند، و الیزابت و کیتی و دارسی با هم ماندند. هیچ کدام حرف چندانی نمی زدند. کیتی آن قدر ملاحظه هیبت آقای دارسی را می کرد که هیچ حرفی نمی زد. الیزابت توی دلش داشت تصمیم جدی می گرفت، و شاید دارسی هم فکرهایی شبیه او در سر داشت.
به طرف خانه لوکاس ها رفتند، چون کیتی دلش می خواست سری به ماریا بزند. الیزابت که دلیلی نمی دید این حالت بلاتکلیفی را ادامه بدهد، به محض