فصل ۱۵
پریشان حالی الیزابت بعد از این دیدار غیر منتظره طوری نبود که به آسانی برطرف شود. الیزابت ساعت ها بی وقفه فکر کرد. ظاهر لیدی کاترین این همه راه را از روزینگز آمده بود تا نامزدی احتمالی الیزابت با آقای دارسی را به هم بزند. لابد منطقی هم بوده! اما الیزابت سر در نمی آورد که شایعه نامزدی شان از کجا سرچشمه می گیرد. بالاخره به این نتیجه رسید که چون آقای دارسی دوست صمیمی بینگلی است و خود الیزابت هم خواهر جین است، پس ازدواج بینگلی و جین کافی است بقیه را به این فکر بیندازد که شاید ازدواج دیگری هم در پیش باشد. الیزابت خودش حواسش بود که ازدواج خواهرش باعث نزدیکی بیشترش به آقای دارسی می شود و طبعا بیشتر یکدیگر را خواهند دید. همسایه ها، یعنی خانواده لوکاس (که شاید به سبب ارتباط با کالینز ها این شایعه را به گوش لیدی کاترین رسانده بودند،) چیزی را که خود الیزابت در آینده احتمالش را می داد در حال حاضر قطعی و فوری جلوه داده بودند.
الیزابت وقتی به یاد حرف های لیدی کاترین می افتاد بی اختیار ناراحت می شد و می اندیشید که مبادا مداخله او همه چیز را به هم بزند. از صحبت هایی که درباره جلوگیری از این ازدواج زده بود، الیزابت نتیجه
پریشان حالی الیزابت بعد از این دیدار غیر منتظره طوری نبود که به آسانی برطرف شود. الیزابت ساعت ها بی وقفه فکر کرد. ظاهر لیدی کاترین این همه راه را از روزینگز آمده بود تا نامزدی احتمالی الیزابت با آقای دارسی را به هم بزند. لابد منطقی هم بوده! اما الیزابت سر در نمی آورد که شایعه نامزدی شان از کجا سرچشمه می گیرد. بالاخره به این نتیجه رسید که چون آقای دارسی دوست صمیمی بینگلی است و خود الیزابت هم خواهر جین است، پس ازدواج بینگلی و جین کافی است بقیه را به این فکر بیندازد که شاید ازدواج دیگری هم در پیش باشد. الیزابت خودش حواسش بود که ازدواج خواهرش باعث نزدیکی بیشترش به آقای دارسی می شود و طبعا بیشتر یکدیگر را خواهند دید. همسایه ها، یعنی خانواده لوکاس (که شاید به سبب ارتباط با کالینز ها این شایعه را به گوش لیدی کاترین رسانده بودند،) چیزی را که خود الیزابت در آینده احتمالش را می داد در حال حاضر قطعی و فوری جلوه داده بودند.
الیزابت وقتی به یاد حرف های لیدی کاترین می افتاد بی اختیار ناراحت می شد و می اندیشید که مبادا مداخله او همه چیز را به هم بزند. از صحبت هایی که درباره جلوگیری از این ازدواج زده بود، الیزابت نتیجه