نام کتاب: غرور و تعصب
بعد هم تقاضا کرده بود که دیگر موضوع را به رویش نیاورند. مطلب اصلی نامه اش این بود که آقای ویکهام تصمیم گرفته از خدمت استعفا بدهد. سپس اضافه کرده بود:
خود من هم مایل بودم که وقتی قرار و مدار ازدواج گذاشته شد او همین کار را بکند. به نظرم شما هم موافق هستید که استعفایش از هنگ کاملا به مصلحت است، چه برای خودش و چه برای خواهر زاده ام. آقای ویکهام قصد دارد وارد خدمت ثابت نظام بشود. از بین دوستان سابقش هستند کسانی که می توانند و می خواهند در ارتش کمکش کند. وعده داده اند که در هنگ ژنرال... ، که اکنون در شمال مستقر است، به او منصبی بدهند. همین که از این نقطه کشور دور می شود به نفع اوست. وعده ها و قول هایی می دهد. امیدوارم در میان آدم های مختلف بتوانند حفظ ظاهر کنند و هر دو محتاط تر از قبل رفتار کنند. به کلنل فورستر نامه نوشته ام و گفته ام که چه قرار و مدارهایی گذاشته شده، و از او خواهش کرده ام که به طلبکاران آقای ویکهام در برایتن و اطراف آن قول بدهد که به زودی با تعهداتی که من کرده ام طلب همه آن ها پرداخت خواهد شد. از شما هم تقاضا می کنم به طلبکاران او در مریتن، که اسامی شان را با کمک خود او ضمیمه کرده ام، اطمینان بدهید که طلب شان را دریافت خواهند کرد. او همه بدهی هایش را قبول کرده، و امیدوارم لااقل ما را فریب نداده باشد. هگرستن دستورهای لازم را دریافت کرده و همه کارها تا یک هفته دیگر انجام خواهد شد. بعد به محل هنگ او خواهند رفت، مگر آن که دعوت شان کنید قبل از رفتن شان به لانگبورن بیایند، از صحبت های خانم گاردینر فهمیده ام که خواهر زاده ام خیلی دوست دارد قبل از عزیمتش از جنوب همه شما را ببیند. حالش خوب است و خواهش می کند احترام و وظیفه شناسی اش را به شما و مادرش تقدیم کنم. ... ارادتمند
آ. گاردینر

صفحه 344 از 431