آمده بود. پدر فکر می کرد آقا و خانمی که کالسکه عوض کرده اند قاعدتا جلب توجه می کنند. به خاطر همین می خواسته در کلپهم پرس و جو بکند. اگر به طریقی بفهمد کالسکه چی قبل از ادامه راه کجا مسافر پیاده کرده، می رود آن جا پرس و جو میکند. امیدوار است ایستگاه و شماره کالسکه را پیدا کند. نمی دانم چه کارهای دیگری در ذهنش بوده یا نبوده. فقط می دیدم که خیلی برای رفتن عجله دارد. تازه ذهن و حواسش آن قدر مختل بود که همین مطالب جسته و گریخته را هم به زور می فهمیدم.»