مختلفی به یادش آمد و لحظه ای ناراحت شد. اما خوب خود را کنترل کرد تا به این حمله موذیانه جواب بدهد. سرانجام با لحنی خونسردانه به این سؤال جواب داد. موقعی که جواب می داد بی اختیار نگاهش به دارسی افتاد و دید که چهره اش قرمز شده و برافروخته نگاه می کند، و خواهرش نیز گیج و سردرگم شده و نمی تواند نگاهش را بالا بگیرد. دوشیزه بینگلی اگر می دانست که این قدر محبوب خود را ناراحت می کند بی برو برگرد از این نیش و کنایه صرف نظر می کرد. اما او فقط می خواست آرامش الیزابت را برهم بزند، می خواست او را به یاد مردی بیندازد که به نظرش الیزابت به او بی اعتنا نبود، تا شاید الیزابت احساساتی از خود بروز بدهد که او را از چشم دارسی بیندازد، شاید هم دارسی به یاد سبکسری ها و سربه هوایی هایی بیفتد که بعضی از افراد خانواده الیزابت در رفتار با افراد هنگ در پیش می گرفته اند. دوشیزه بینگلی حتی کلمه ای از ماجرای فرار دوشیزه دارسی با ویکهام نمی دانست. این راز تا جایی که ممکن بود بر همه پوشیده مانده بود، جز الیزابت. بخصوص دارسی این ماجرا را از همه کسان بینگلی مخفی نگه داشته بود، و الیزابت علت این پنهان کاری را همان چیزی می دانست که از مدت ها قبل حدس زده بود. اینکه روزی کسان بینگلی کسان دوشیزه دارسی هم خواهند بود. بله، لابد دارسی چنین نقشه ای در سر داشت، و بدون این که منظورش تأثیر گذاشتن بر رفتار بینگلی و جدا کردن او از دوشیزه بنت بوده باشد احتمالا به خاطر علاقه فراوانش به سعادت این دوست چنین رفتاری در پیش گرفته بود.
به هر حال، رفتار سنجیده الیزابت خیلی زود التهاب آقای دارسی را برطرف کرد. وقتی دوشیزه بینگلی، آزرده و مأیوس، دیگر جرئت نکرد به ویکهام اشاره کند، جورجیانا نیز به موقع به خود آمد، اما آنقدر آرامش پیدا نکرد که بتواند به حرف زدن ادامه بدهد. برادرش، که جورجیانا می ترسید به چشم هایش نگاه کند، هیچ وقت دوست نداشت این ماجرا را به یاد او بیاورد. این وضعیتی که دوشیزه بینگلی به عمد برای انحراف توجه دارسی از الیزابت
به هر حال، رفتار سنجیده الیزابت خیلی زود التهاب آقای دارسی را برطرف کرد. وقتی دوشیزه بینگلی، آزرده و مأیوس، دیگر جرئت نکرد به ویکهام اشاره کند، جورجیانا نیز به موقع به خود آمد، اما آنقدر آرامش پیدا نکرد که بتواند به حرف زدن ادامه بدهد. برادرش، که جورجیانا می ترسید به چشم هایش نگاه کند، هیچ وقت دوست نداشت این ماجرا را به یاد او بیاورد. این وضعیتی که دوشیزه بینگلی به عمد برای انحراف توجه دارسی از الیزابت