نام کتاب: غرور و تعصب
دوشیزه دارسی می روند در نزاکت و رفتار سنگ تمام بگذارند، چون دوشیزه دارسی نهایت ادب را به خرج داده بود و همان روز ورودش به پمبرلی، با آن که تازه به صبحانه دیروقتی رسیده بود، به دیدن شان آمده بود. بله، قرار گذاشته بودند که به دوشیزه دارسی تأسی کنند، هرچند که می دانستند باز هم از عهدۀ جبران چنین رفتاری بر نخواهند آمد. به این ترتیب، صلاح در این دیدند که صبح روز بعد در پمبرلی به حضور دوشیزه دار می برسند. قرار و مدار این طور گذاشته شد... البته الیزابت وقتی از خودش می پرسید که چرا خوشحال است جواب درستی پیدا نمی کرد.
آقای گاردینر، بعد از صبحانه، خیلی زود رفت. قرار و مدار ماهیگیری را روز قبل تجدید کرده بودند و او قول قطعی داده بود که موقع ظهر در پمبرلی با بعضی از آقایان ملاقات کند.

صفحه 294 از 431