فصل ۱۹
اگر قرار بود الیزابت آرا و عقایدش را از خانواده خودش بگیرد، تصویر چندان خوشایندی از سعادت زناشویی با آسایش خانوادگی در ذهنش شکل نمی گرفت. پدرش شیفته جوانی و زیبایی و ظواهر خوش خلقی، که خود معمولا جلوه همان جوانی و زیبایی است، شده بود و با زنی ازدواج کرده بود که درک و فهم ناقص و ذهن محدودش خیلی زود به عشق و محبت او خاتمه داده بود. احترام، اعتماد و ارج و قرب برای همیشه رخت بربسته بود و تمامی تصوراتش درباره سعادت زناشویی نقش بر آب شده بود. اما آقای بنت از آن نوع آدم هایی نبود که سرخوردگی و ناکامی ناشی از تصمیم نسنجیده خود را با روی آوردن به لذایذ و شادی هایی جبران کند که بسیاری از آدم های ناکام بعد از خطاها یا حماقت های خود به آن روی می آورند. آقای بنت به کتاب و طبیعت علاقه داشت و لذت و مشغولیت اصلی اش همین بود. از همسرش خیری به او نمی رسید جز جهالت و بلاهتی که گاه باعث تفریح و مزاحش می شد. این سعادتی نیست که مردان در زندگی با همسرانشان انتظار دارند، اما جایی که از سایر خوشی های زندگی خبری نیست آدم عاقل از هرآن چه هست استفاده می کند.
البته الیزابت از نادرستی رفتار پدرش به عنوان شوهر نیز غافل نبود.
اگر قرار بود الیزابت آرا و عقایدش را از خانواده خودش بگیرد، تصویر چندان خوشایندی از سعادت زناشویی با آسایش خانوادگی در ذهنش شکل نمی گرفت. پدرش شیفته جوانی و زیبایی و ظواهر خوش خلقی، که خود معمولا جلوه همان جوانی و زیبایی است، شده بود و با زنی ازدواج کرده بود که درک و فهم ناقص و ذهن محدودش خیلی زود به عشق و محبت او خاتمه داده بود. احترام، اعتماد و ارج و قرب برای همیشه رخت بربسته بود و تمامی تصوراتش درباره سعادت زناشویی نقش بر آب شده بود. اما آقای بنت از آن نوع آدم هایی نبود که سرخوردگی و ناکامی ناشی از تصمیم نسنجیده خود را با روی آوردن به لذایذ و شادی هایی جبران کند که بسیاری از آدم های ناکام بعد از خطاها یا حماقت های خود به آن روی می آورند. آقای بنت به کتاب و طبیعت علاقه داشت و لذت و مشغولیت اصلی اش همین بود. از همسرش خیری به او نمی رسید جز جهالت و بلاهتی که گاه باعث تفریح و مزاحش می شد. این سعادتی نیست که مردان در زندگی با همسرانشان انتظار دارند، اما جایی که از سایر خوشی های زندگی خبری نیست آدم عاقل از هرآن چه هست استفاده می کند.
البته الیزابت از نادرستی رفتار پدرش به عنوان شوهر نیز غافل نبود.