نام کتاب: غرور و تعصب
ملامت و سرزنشی نبوده مگر اعتماد بی چون و چرا به دوستش. چه غم انگیز بود که در موقعیتی این همه مناسب، با این همه مزایا و محاسن، این همه نویدبخش و سعادت بار، جین به سبب بی ملاحظگی ها و بی نزاکتی های خانواده خودش از آن محروم مانده بود!
به همه این فکرها درک شخصیت ویکهام نیز اضافه می شد. در نتیجه، الیزابت که قبلا به ندرت روحیه و شادابی خود را از دست می داد حالا چنان متأثر و ناراحت بود که حتی به نظر خودش هم بعید می رسید آثار و نشانه هایی از آن روحیه شاداب بار دیگر به وجودش بازگردد.
اشتغالات شان در روزینگز در این آخرین هفته اقامت الیزابت دست کمی از اوایل دوره اقامت او نداشت. آخرین شب را هم آن جا سپری کردند، و سرکار علیه باز هم خیلی دقیق از جزئیات سفرشان پرس و جو کرد، در مورد بهترین شیوه بسته بندی بار و اثاث توصیه هایی صادر فرمود و با تأکید خاصی یادآور شد که تنها طرز صحیح قرار دادن لباس ها چگونه است، به طوری که ماریا وقتی برگشت دید چاره ای ندارد جز این که هر چه را آن روز بسته بود باز کند و دوباره از نو ببندد.
موقع خداحافظی، لیدی کاترین با بزرگواری تمام برای آن ها سفر خوشی آرزو کرد و از آن ها دعوت کرد که سال بعد هم به هانسفرد بیایند. دوشیزه دو بورگ هم لطف کرد و شرط ادب را به جا آورد، و دستش را برای خداحافظی به طرف هر دو دراز کرد.|

صفحه 239 از 431